تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٢
به همين دليل، در آخرين آيه مورد بحث، صريحاً مىگويد: «براى آنها يكسان است، چه آنها را انذار كنى، يا نكنى، ايمان نمىآورند»! «وَ سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْتُنْذِرْهُمْ لايُؤْمِنُونَ».
گفتار تو هر قدر نافذ، و وحى آسمانى هر قدر مؤثر باشد، تا در زمينه آماده وارد نشود تأثير نخواهد گذاشت، اگر هزاران سال آفتاب عالمتاب بر شورهزار بتابد، و بارانهاى پر بركت بر آن نازل شود، و نسيم بهارى مرتباً از آن بگذرد، محصولى جز خس و خاشاك نخواهد داشت كه قابليت قابل در كنار فاعليت فاعل شرط است.
*** نكتهها:
١- از كار افتادن ابزار شناخت!
انسان براى اين كه: بتواند از عالم بيرون وجود خود، آگاه شود از وسائل و ابزارى بهره مىگيرد كه به آن ابزار شناخت گفته مىشود.
قسمتى از آنها «درون ذاتى» هستند، و قسمتى «برون ذاتى» عقل و خرد و وجدان و فطرت از ابزار شناخت درون ذات است، و حواس ظاهرى انسان همچون بينائى و شنوائى و مانند آن، ابزار شناخت برون ذاتىاند.
اين وسائل خداداد، اگر مورد بهرهبردارى صحيح قرار گيرند، روز به روز قوىتر و نيرومندتر مىشوند، و بهتر و دقيقتر حقايق را نشان مىدهند.
اما اگر مدتى در مسيرهاى انحرافى قرار گيرند، و يا اصلًا از آنها استفاده نشود، تدريجاً تحليل رفته و يا به كلى دگرگون مىشوند، و حقايق را وارونه نشان مىدهند، درست همانند آئينه صافى كه گرد و غبار ضخيمى آن را بپوشاند، و يا خراشهاى زياد و عميقى بر چهره آن وارد شود، كه ديگر نمىتواند چيزى را