تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٩
مىفرمايد. «١»
باز در حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه فرمود: سُورَةُ يس تُدْعى فِى التَّوْراةِ الْمُعِمَّة! قِيْلَ وَ مَا الْمُعِمَّة؟ قالَ تَعُمُّ صاحِبَها خَيْرَ الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ ...:
«سوره يس در تورات به عنوان عموميت آفرين ناميده شده، سؤال شد: از چه رو به آن «عموميت آفرين» گفته مىشود؟ فرمود: به خاطر اين كه كسى كه همدم و همنشين اين سوره باشد او را مشمول تمام خير دنيا و آخرت مىكند ...». «٢»
روايات ديگرى، نيز در اين زمينه در كتب شيعه و اهل سنت آمده است كه اگر بخواهيم، همه آنها را نقل كنيم، سخن به درازا مىكشد.
به اين ترتيب، بايد اعتراف كرد كه: شايد كمتر سورهاى در قرآن مجيد داراى اين همه فضيلت بوده باشد.
و همان گونه كه بارها گفتهايم، اين فضيلت براى كسانى نيست كه تنها الفاظ آن را بخوانند، و مفاهيم آن را به طاق نسيان زنند، بلكه اين عظمت به خاطر محتواى عظيم اين سوره است.
محتوائى بيدارگر، ايمانبخش، مسئوليتآفرين و تقوازا كه وقتى انسان در آن انديشه كند، و اين انديشه در اعمال او پرتوافكن گردد، خير دنيا و آخرت را براى او به ارمغان مىآورد.
فى المثل، در آيه ٦٠ اين سوره سخن از پيمانى به ميان مىآورد كه: خداوند از تمام فرزندان آدم گرفته، كه شيطان را پرستش نكنند چون شيطان دشمن آشكارى است: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لاتَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ».