تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢١
در پاسخ اين سؤال مىفرمايد: «اگر خداوند همه مردم را به خاطر اعمالى كه انجام دادهاند مجازات كند (و هيچ مهلتى براى اصلاح، تجديدنظر و خودسازى به آنان ندهد) جنبندهاى را بر پشت زمين باقى نخواهد گذاشت» «وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِما كَسَبُوا ما تَرَكَ عَلى ظَهْرِها مِنْ دَابَّةٍ».
آن چنان مجازاتها پىدرپى نازل مىشود، صاعقهها و زلزلهها و طوفانها گنهكاران ظالم را در هم مىكوبد كه، زمين جاى زندگى براى كسى نخواهد بود.
«ولى خداوند به لطف و كرمش آنها را تا زمان معينى، به تأخير مىاندازد، و به آنها فرصت براى توبه، و اصلاح مىدهد» «وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمّىً».
اما اين حلم و فرصت الهى، حسابى دارد، تا زمانى است كه، اجل آنها فرا نرسيده باشد، «اما هنگامى كه اجل آنها فرا رسد، هر كس را به مقتضاى عملش جزا مىدهد؛ چرا كه خداوند نسبت به بندگانش بصير و بيناست» هم اعمال آنها را مىبيند و هم از نيات آنها با خبر است «فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِعِبادِهِ بَصِيراً». «١»
در اينجا دو سؤال مطرح مىشود، كه پاسخ آنها از آنچه گفتيم روشن مىشود:
نخست اين كه: اين حكم عام (اگر خداوند مردم را به اعمالشان مجازات كند كسى را بر صفحه زمين باقى نخواهد گذاشت) شامل انبياء و اولياء و صالحان نيز مىشود؟!