تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٧
آيه بعد، اين گروه مشرك و مجرم را به پىگيرى آثار گذشتگان و سرنوشتى كه به آن گرفتار شدند، دعوت مىكند، تا آنچه را از تاريخ درباره آنها شنيدهاند با چشم در سرزمينهاى متعلق به آنها، و در لابلاى آثارشان ببينند، تا بيان به عيان تبديل گردد.
مىفرمايد: «آيا سير در زمين نكردند تا بنگرند عاقبت كار كسانى كه پيش از آنها بودند چه شد»؟! «أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ».
اگر اينها چنين تصور مىكنند كه: از آنان نيرومندترند، سخت در اشتباهند؛ چرا كه «آنها از اينها قويتر و پر قدرتتر بودند» «وَ كانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً».
فرعونيان كه، سرزمين «مصر» را جولانگاه قدرت خويش قرار داده بودند و نمروديان كه، با قدرت تمام بر پهنه سرزمين «بابل» و كشورهاى ديگر، حكومت مىكردند آن چنان قوى بودند كه: بت پرستان «مكّه» در برابر آنها هيچ به حساب نمىآيند.
به علاوه انسانها، هر قدر نيرومند و قوى باشند، قدرت آنها در برابر قدرت خداوند، صفر است، چرا كه: «نه چيزى در آسمانها، نه در زمين، از حوزه قدرت او فرار نخواهد كرد، و او را عاجز و ناتوان نخواهد ساخت» «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعْجِزَهُ مِنْ شَيْءٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الأَرْضِ». «١»
«او هم دانا است و هم توانا» «إِنَّهُ كانَ عَلِيماً قَدِيراً».
نه چيزى از نظرش مخفى و پنهان مىماند، و نه كارى در برابر قدرتش