تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٢
«أَيْمان» جمع «يمين» به معنى سوگند است، و در اصل «يمين» به معنى دست راست مىباشد، اما از آنجا كه به هنگام سوگند و بستن عهد و پيمان دست راست را به هم مىدهند، و قسم ياد مىكنند، اين كلمه تدريجاً در معنى سوگند به كار رفته است.
«جَهد» از ماده «جهاد» به معنى تلاش و كوشش است، بنابراين تعبير «جَهْدَ أَيْمانِهِم» اشاره به سوگند مؤكد است.
آرى، آنها هنگامى كه تماشاگر صفحات تاريخ گذشته بودند كه از بىوفائىها و ناسپاسىها و كارشكنىها و جنايات امتهاى پيشين، مخصوصاً يهود نسبت به پيامبرانشان سخن مىگفت، بسيار تعجب مىكردند و همه گونه ادعا درباره خود داشتند و لافها مىزدند.
اما هنگامى كه: «محك تجربه آمد به ميان» و كوره امتحان سخت داغ و خواسته آنها عملى شد، نشان دادند كه آنها نيز از همان قماشند، به طورى كه قرآن در دنباله همين آيه، فرموده: «هنگامى كه انذاركننده الهى آمد جز فرار و فاصله گرفتن از حق، چيزى بر آنها نيفزود»! «فَلَمَّا جاءَهُمْ نَذِيرٌ ما زادَهُمْ إِلَّا نُفُوراً».
اين تعبير، نشان مىدهد: آنها قبلًا نيز، بر خلاف ادعاهايشان، طرفدار حق نبودند، قسمتى از آئين «ابراهيم» عليه السلام را كه در ميان آنها وجود داشت، محترم نمىشمردند، و هر روز، به بهانهاى آن را زير پا مىگذاشتند، براى «مستقلات عقليه» و فرمان خرد نيز، ارج و بهائى قائل نبودند، و با قيام پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و