تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١١
شأن نزول:
در تفسير «درّ المنثور»، «روح المعانى» و «مفاتيح الغيب» و تفاسير ديگر چنين آمده است: «مشركان عرب هنگامى كه مىشنيدند: بعضى از امتهاى پيشين همچون يهود، پيامبران الهى را تكذيب كردند، و آنها را به شهادت رساندند، مىگفتند: ولى ما چنين نيستيم! اگر فرستاده الهى به سراغ ما بيايد ما هدايتپذيرترين امتها خواهيم بود! ولى همانها هنگامى كه آفتاب عالمتاب اسلام، از افق سرزمينشان طلوع كرد، و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله همراه بزرگترين كتاب آسمانى، به سراغشان آمد، نه تنها نپذيرفتند، بلكه در مقام تكذيب و مبارزه و انواع مكر و فريب بر آمدند».
آيات فوق نازل شد، و آنها را بر اين ادعاهاى تو خالى و بىاساس مورد ملامت و سرزنش قرار داد. «١»
*** تفسير:
استكبار و حيلهگرى سر چشمه بدبختىهاى آنها بود
در آيات پيشين، سخن از مشركان و سر نوشت آنها در دنيا و آخرت، در ميان بود، آيات مورد بحث نيز، همين مطلب را ادامه مىدهد.
نخستين آيه مىفرمايد: «آنها با نهايت تأكيد سوگند ياد كردند، اگر انذار كنندهاى به سراغشان بيايد، به طور مسلم از همه امتها هدايت يافتهتر خواهند بود» «وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَهُمْ نَذِيرٌ لَيَكُونُنَّ أَهْدى مِنْ إِحْدَى الأُمَمِ». «٢»