تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٣
اين نكته نيز، لازم به يادآورى است كه: خشم و غضب پروردگار نه به آن معنى است كه در انسان مىباشد، زيرا خشم در انسان يك نوع هيجان و برافروختگى درونى است كه سرچشمه حركات تند و شديد و خشن مىشود، و نيروهاى وجود انسان را براى دفاع، يا گرفتن انتقام، بسيج مىكند، ولى در مورد پروردگار، هيچ يك از اين مفاهيم كه از آثار موجودات متغير و ممكن است وجود ندارد، بلكه خشم الهى به معنى برچيدن دامنه رحمت و دريغ داشتن لطف از كسانى است كه مرتكب اعمال زشتى شدهاند.
*** آيه بعد، پاسخ قاطع ديگرى به مشركان مىدهد، و به آنها خاطر نشان مىسازد كه اگر انسان از چيزى تبعيت مىكند، يا به آن دل مىبندد، بايد دليلى از عقل بر آن داشته باشد، يا دليلى از نقل قطعى، شما كه هيچ يك از اين دو را در اختيار نداريد، پس تكيهگاهى جز فريب و غرور نخواهيد داشت.
مىفرمايد: «به آنها بگو به من خبر دهيد اين معبودهائى را كه جز خدا مىخوانيد چه چيزى را از زمين آفريدهاند»؟! «قُلْ أَ رَأَيْتُمْ شُرَكاءَكُمُ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِي ما ذا خَلَقُوا مِنَ الأَرْضِ».
«يا اين كه در آفرينش آسمانها شريكند»؟! «أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّماواتِ». «١»
با اين حال، پرستش آنها چه دليلى دارد؟! معبود بودن، فرع بر خالق بودن است، اكنون كه شما مىدانيد، خالق آسمان و زمين منحصراً خدا است، معبود هم غير از او نخواهد بود؛ چرا كه هميشه «توحيد خالقيت» دليل در «توحيد عبوديت» است.