تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٤
و از پرده دل فرياد مىكشند، و تقاضاى مجالى مىكنند، تقاضاى بازگشت به دنيا براى انجام اعمال صالح.
تعبير به «صالِحاً» (به صورت نكره) اشاره به اين است كه ما كمترين عمل صالحى انجام نداديم، و لازمهاش اين است: اين همه عذاب و رنج براى كسانى است كه هيچ راهى به سوى خدا در زندگى نداشتهاند، و غرق در عصيان و گناه بودند، بنابراين، انجام پارهاى از اعمال صالح نيز ممكن است مايه نجات گردد.
تعبير به «نَعْمَلُ» كه فعل مضارع است، و دليل بر استمرار مىباشد نيز تأكيدى بر همين معنى است، كه ما پيوسته مشغول اعمال ناصالح بوديم.
بعضى از مفسران گفتهاند: توصيف «صالح» به جمله «غَيْرَ الَّذِى كُنَّا نَعْمَلُ» نكته لطيفى در بر دارد، و آن اين كه، ما اعمال زشت خود را بر اثر تزيين هواى نفس و شيطان، اعمال صالح مىپنداشتيم، الآن تصميم داريم بر گرديم و اعمال صالح واقعى غير از آنچه داشتيم به جا آوريم.
آرى، گناهكار در آغاز كار طبق فطرت پاك انسانى زشتى اعمال خود را درك مىكند، ولى كمكم به آن خو مىگيرد و قبح آن در نظرش كاسته مىشود، كمكم از اين فراتر مىرود، و در نظرش خوب جلوه مىكند، چنان كه قرآن مىگويد: زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ: «اعمال زشتشان در نظرشان زينت داده شده است». «١»
و گاه مىگويد: وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً: «آنها چنين مىپندارند كه عمل نيكى انجام مىدهند». «٢»
به هر حال، در برابر اين تقاضا يك پاسخ قاطع از سوى خداوند به آنها داده مىشود، مىفرمايد: «آيا به شما به مقدار كافى براى بيدارى و تذكر عمر نداديم»؟!