تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٣
و در پايان آيه، به عنوان تأكيد بر قاطعيت اين «وعيد الهى» مىفرمايد: «اين گونه هر كفرانكنندهاى را جزا مىدهيم»! «كَذلِكَ نَجْزِي كُلَّ كَفُورٍ».
آنها كه در درجه اول، نعمت وجود انبياء و كتب آسمانى را كفران كردند، سپس، سرمايههاى خداداد را كه مىتوانست براى نيل به سعادت به آنها كمك كند، به باد فنا دادند، آرى، جزاى كفرانكننده، سوختن در عذاب دردناك آتش است، آتشى كه با دست خود آن را در زندگى دنيا افروخته، و هيزمش را افكار و اعمال و وجود او تشكيل مىدهد.
و چون «كَفور» صيغه مبالغه است، معنى عميقترى از «كافر» دارد، به علاوه واژه «كافر» در مقابل «مؤمن» به كار مىرود، ولى «كفور» در مورد كفران تمام نعمتها، لذا مفهوم آن گستردهتر است، به اين ترتيب «كفور» اشاره به كسانى است كه همه نعمتهاى الهى را كفران كردهاند، و تمام درهاى رحمت او را در اين جهان به روى خود بستهاند، لذا در آخرت نيز خدا تمام درهاى نجات را به روى آنها مىبندد.
*** آيه بعد، به قسمت ديگرى از عذاب دردناك آنها پرداخته، و انگشت روى بعضى از نكات حساس در اين زمينه گذارده، مىگويد: «آنها در دوزخ فرياد مىزنند: اى پروردگار ما! ما را از اينجا خارج كن، تا عمل صالحى به جا بياوريم غير از آنچه انجام مىداديم» «وَ هُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيها رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ». «١»
آرى، آنها با مشاهده نتائج اعمال سوء خود، در ندامت عميقى فرو مىروند،