تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٩
در اين معنى به كار رفته است. «١»
سپس، اين مؤمنان بهشتى مىافزايند: «پروردگار ما غفور و شكور است» «إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ».
با وصف غفوريتش، اندوه سنگين لغزشها و گناهان را بر طرف ساخته، و با وصف شكوريتش، مواهب جاودانى كه هرگز سايه شوم غم بر آنها نمىافتد، به ما ارزانى داشته.
گناهان بسيار ما را غفرانش پوشانده، و اعمال اندك و ناچيز ما را با شكوريتش پاداش فراوان بخشيده.
*** سرانجام، به سراغ آخرين نعمت، كه نبودن عوارض ناراحتى و عوامل مشقت و خستگى و رنج و تعب است رفته، از قول آنها مىگويد: «ستايش براى آن خدائى است كه، با فضل خود ما را در اين سراى اقامت جاويدان جاى داد، كه نه در آنجا رنج و تعبى به ما مىرسد، و نه خستگى و واماندگى»! «الَّذِي أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ».
از يكسو، آنجا سراى اقامت است، و چنان نيست كه انسان تا مىخواهد به محيط آن آشنا شود و به آن دل ببندد، بانگ «الرحيل» سر داده شود.
و از سوى ديگر، با اين كه: عمر طولانى آن به ابديت مىپيوندد، و در چنين مدتى قاعدتاً انتظار تعب و درد و مشقتى مىرود، مطلقاً در آنجا خبرى از اين امور نيست، حتى طول مدت نيز باعث ملال و خستگى نمىشود، كه هر روز