تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٣
است.
قابل توجه اين كه: جمعى از مفسران گذشته و امروز در تفسير اين گروههاى سه گانه فوق، احتمالات زياد ديگرى دادهاند، كه در حقيقت همه آنها از قبيل بيان مصداق است. «١»
در اينجا سؤالى مطرح است و آن اين كه: چرا نخست از گروه ظالمان، بعد ميانهروان، و سپس سابقين بالخيرات سخن مىگويد، در حالى كه از جهاتى عكس آن اولى به نظر مىرسد؟!
بعضى مفسران بزرگ، در پاسخ اين سؤال گفتهاند: هدف بيان ترتيب مقامات مردم در سلسله تكاملى است، زيرا نخستين مرحله، مرحله عصيان و غفلت است، بعد از آن مقام توبه و انابه، و سرانجام توجه و قرب به خدا، هنگامى كه معصيتى از انسان سر مىزند، او «ظالم» است، و هنگامى كه به مقام توبه برمىآيد «مقتصد» است، و زمانى كه توبه او به مقام قبول رسيد و مجاهداتش در راه خداوند افزون گشت، به مقام قرب او مىرسد، و در سلسله «سابقين بالخيرات» قرار مىگيرد. «٢»