تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧١
تَبُورَ». «١»
بديهى است كه، «تلاوت» در اينجا به معنى قرائت سرسرى و خالى از تفكر و انديشه نيست، خواندنى است كه سرچشمه فكر باشد، فكرى كه سرچشمه عمل صالح گردد، عملى، كه از يكسو، انسان را به خدا پيوند دهد، كه «مظهر آن نماز» است، و از سوى ديگر، به خلق خدا ارتباط دهد كه «مظهر آن انفاق» است، انفاق از تمام آنچه خدا به انسان داده: از علمش، از مال و ثروت و نفوذش، از فكر نيرومندش، از اخلاق و تجربياتش، و خلاصه، از تمام مواهب خدا دادى.
اين انفاق، گاهى «مخفيانه صورت مىگيرد»، تا نشانه اخلاص كامل باشد (سِرّاً).
و گاه «آشكارا، تا مشوق ديگران گردد» و تعظيم شعائر شود (عَلانِيَةً).
آرى، علمى كه چنين اثرى دارد، مايه رجاء و اميدوارى است.
با توجه به آنچه در اين آيه و آيه پيشين آمده، چنين نتيجه مىگيريم كه علماى راستين داراى اين صفاتند:
از نظر روحى، قلبشان مملو از خشيت و ترس آميخته با عظمت خدا است.
از نظر گفتار، زبانشان به تلاوت آيات خدا مشغول است.
از نظر عمل روحى و جسمى، نماز مىخوانند و او را عبادت مىكنند.
از نظر عمل مالى، از آنچه دارند در آشكار و پنهان انفاق مىنمايند.
و سرانجام از نظر هدف، افق فكرشان آن چنان بالا است كه دل از دنياى مادى زودگذر بر كنده، تنها به تجارت پر سود الهى مىنگرند، كه دست فنا به دامانش دراز نمىشود.
اين نكته نيز قابل توجه است كه، «تَبُور» از ماده «بوار» به معنى شدت