تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٨
عِبادِهِ الْعُلَماءُ». «١»
و در حديث ديگرى، از امام صادق عليه السلام در تفسير همين آيه مىخوانيم: يَعْنِي بِالْعُلَماءِ مَنْ صَدَّقَ قَوْلَهُ فِعْلُهُ وَ مَنْ لَمْيُصَدِّقْ قَوْلَهُ فِعْلُهُ فَلَيْسَ بِعالِمٍ: «منظور از علما كسانى هستند كه اعمال آنها هماهنگ با سخنان آنها باشد، كسى كه گفتار و كردارش هماهنگ نباشد، عالم نيست». «٢»
و در حديث ديگرى آمده: أَعْلَمُكُمْ بِاللَّهِ أَخْوَفُكُمْ لِلَّهِ: «از همه شما عالمتر كسى است كه ترسش از خدا از همه بيشتر باشد». «٣»
كوتاه سخن اين كه: «عالمان» در منطق قرآن، كسانى نيستند كه مغزشان صندوقچه آراء و افكار اين و آن، و انباشته از قوانين و فورمولهاى علمى جهان، و زبانشان گوياى اين مسائل، و محل زندگيشان مدارس و دانشگاهها و كتابخانههاست، بلكه، علماء آن گروه از صاحبنظران و دانشمندانند كه، نور علم و دانش تمام وجودشان را به نور خدا و ايمان و تقوا روشن ساخته، و نسبت به وظائفشان سخت احساس مسئوليت مىكنند، و از همه پاىبندترند.
در سوره «قصص» نيز خوانديم: وقتى «قارونِ» مغرور، و از خود راضى، كه مدعى مقام علم نيز بود، ثروت خود را به نمايش گذاشت، جمعيت دنياپرستان كه سخت تحت تأثير آن زرق و برق قرار گرفته بودند، آرزو كردند: اى كاش! آنها نيز داراى چنين بهرهاى از اموال دنيا بودند، ولى «عالمانِ بنى اسرائيل بر آنها