تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٧
«راغب» در «مفردات» مىگويد: «خشيت» به معنى ترسى است آميخته با تعظيم، و غالباً در مواردى به كار مىرود كه، از علم و آگاهى به چيزى سرچشمه مىگيرد.
و لذا در قرآن مجيد، اين مقام، مخصوص عالمان شمرده شده است.
كراراً گفتهايم، ترس از خدا، به معنى ترس از مسئوليتهائى است كه انسان در برابر او دارد، ترس از اين كه: در اداى رسالت و وظيفه خويش، كوتاهى كند، و از اين گذشته، اصولًا، درك عظمت، آن هم عظمتى كه نامحدود و بى پايان است براى موجود محدودى، همچون انسان، خوفآفرين است (دقت كنيد).
از اين جمله، ضمناً اين نتيجه به خوبى گرفته مىشود كه: عالمان واقعى آنها هستند كه، در برابر وظائف خود، احساس مسئوليت شديد دارند، و به تعبير ديگر، اهل علماند، نه سخن، چرا كه علمِ بىعمل، دليل بر عدم خشيت است، و صاحبان آن در آيه فوق، در زمره علماء محسوب نيستند.
همين حقيقت در حديثى از امام زين العابدين على بن الحسين عليهم السلام آمده است كه فرمود: وَ مَا الْعِلْمُ بِاللَّهِ وَ الْعَمَلُ إِلَّا إِلْفانِ مُؤْتَلِفانِ فَمَنْ عَرَفَ اللَّهَ خافَهُ وَ حَثَّهُ الْخَوْفُ عَلَى الْعَمَلِ بِطاعَةِ اللَّهِ وَ إِنَّ أَرْبابَ الْعِلْمِ وَ أَتْباعَهُمُ الَّذِينَ عَرَفُوا اللَّهَ فَعَمِلُوا لَهُ وَ رَغِبُوا إِلَيْهِ وَ قَدْ قالَ اللَّهُ: إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ:
«علم و عمل دو دوست صميمىاند، كسى كه خدا را بشناسد از او مىترسد، و همين ترس، او را وادار به عمل و اطاعت فرمان خدا مىكند، صاحبان علم و پيروان آنها، كسانى هستند كه، خدا را به خوبى شناختهاند و براى او عمل مىكنند، و به او عشق مىورزند، چنان كه خداوند فرموده: إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ