تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٣
توانائى پاسخگوئى را ندارند». «١»
و يا اين كه، يكى از آداب ميت اين است كه عقائد حق، به او تلقين داده شود، اين با آيات مورد بحث چگونه سازگار است؟
پاسخ اين سؤال با توجه به يك نكته روشن مىشود و آن اين كه: آيات مورد بحث سخن از عدم درك مردگان به طور عادى و طبيعى مىگويد، اما روايت جنگ «بدر» يا «تلقين ميت» مربوط به شرائط فوق العاده است، كه خداوند سخنان پيامبرش را به طور فوق العاده به گوش آن مردگان مىرساند.
به تعبير ديگر، ارتباط انسان در جهان برزخ، با عالم دنيا قطع مىشود، جز در مواردى كه خداوند فرمان مىدهد، اين ارتباط برقرار گردد، به همين دليل در شرايط عادى، ما نمىتوانيم ارتباط با مردگان پيدا كنيم.
سؤال ديگر اين كه: اگر صداى ما به گوش مردگان نمىرسد، سلام بر پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام و توسل به آنها و زيارت قبورشان، و تقاضاى شفاعت از آنان در پيشگاه خدا چه مفهومى دارد؟
جمعى از وهّابىها كه عموماً به جمود فكرى معروفند نيز، با تكيه بر همين پندار از ظواهر ابتدائى، بى آن كه آيات ديگر قرآن را بررسى كنند، و به احاديث بسيارى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده وقعى بنهند، مسأله توسل را نفى كرده، و به گمان خود خط بطلان بر آن كشيدهاند.
پاسخ اين سؤال، نيز از آنچه در پاسخ سؤال اول گفتيم، روشن مىشود،