تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٩
مىگيرد، و چنين است نور ايمان در جهان معنى، كه عامل رشد و تكامل و سبب حيات و حركت مىباشد.
*** سپس مىافزايد: «هرگز سايه (آرامبخش) با باد داغ و سوزان يكسان نيستند» «وَ لَا الظِّلُّ وَ لَا الْحَرُورُ».
مؤمن در سايه ايمانش، در آرامش و أمن و امان به سر مىبرد، اما كافر به خاطر كفرش، در ناراحتى و رنج مىسوزد.
«راغب» در «مفردات» مىگويد: «حَرُور» (بر وزن قبول) به معنى باد داغ و سوزان است (بادى مرگبار و خشككننده).
بعضى آن را به معنى «باد سموم» دانستهاند، و بعضى به معنى شدت حرارت آفتاب.
«زمخشرى» در «كشاف» مىگويد: «سموم» به بادهاى موذى و كشندهاى مىگويند كه، در روز مىوزد، اما «حرور» به همين بادها گفته مىشود، اعم از اين كه: در روز باشد، يا در شب، به هر حال، چنين بادى كجا و سايه خنك و نشاطآفرين، كه روح و جسم انسان را نوازش مىدهد كجا؟
*** و سرانجام در آخرين تشبيه مىگويد: «و هرگز زندگان و مردگان يكسان نيستند»! «وَ ما يَسْتَوِي الأَحْياءُ وَ لَا الأَمْواتُ».
مؤمنان زندگانند، و داراى تلاش، كوشش و حركت و جنبش، رشد و نمو دارند، شاخه و برگ و گل و ميوه دارند، اما كافر همچون چوب خشكيدهاى است كه، «نه طراوتى، نه برگى، نه گلى و نه سايه دارد» و جز براى سوزاندن مفيد نيست.