تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٦
ايجاد آن عمل داشته باشد، مسلماً عمل او محسوب مىشود، و در آن شريك و سهيم است.
بالاخره، در سومين جمله، پرده از اين حقيقت بر مىدارد كه، انذارهاى پيامبر صلى الله عليه و آله تنها در دلهاى آماده اثر مىگذارد، مىفرمايد: «تو فقط كسانى را انذار مىكنى، كه از پروردگار خود در غيب و پنهانى مىترسند، و نماز را بر پا مىدارند» «إِنَّما تُنْذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ».
تا در دلى خوف خدا نباشد، و در نهان و آشكار احساس مراقبت يك نيروى معنوى بر خود نكند، و با انجام نماز- كه قلب را زنده مىكند و به ياد خدا مىدارد، به اين احساس درونى مدد نرساند- انذارهاى انبياء و اولياء بىاثر خواهد بود.
در آغاز كار كه انسان هيچ عقيدهاى را انتخاب نكرده و ايمان نياورده، اگر روح حقجوئى و حقطلبى نداشته باشد، و احساس مسئوليت در برابر شناخت واقعيتها نكند، گوش به دعوت انبياء فرا نخواهد داد، و در آيات پروردگار در جهان هستى نمىانديشد!
در جمله چهارم، باز به اين حقيقت بر مىگردد كه، خدا از همگان بىنياز است و مىافزايد: «هر كس پاكى و تقوا پيشه كند، نتيجه اين پاكى به خود او باز مىگردد» «وَ مَنْ تَزَكّى فَإِنَّما يَتَزَكّى لِنَفْسِهِ».
و سرانجام در پنجمين و آخرين جمله، هشدار مىدهد: اگر نيكان و بدان به نتائج اعمال خود در اين جهان نرسند، مهم نيست، چرا كه «بازگشت همگى به سوى خدا است» و سرانجام حساب همه را خواهد رسيد! «وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ».
***