تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٢
*** در اينجا اين سؤال، پيش مىآيد كه، چرا در آيه فوق تنها سخن از انسانها و نياز آنان به «اللّه» است؟ در حالى كه اين فقر، جنبه عمومى در عالم هستى دارد.
پاسخ اين است كه: اگر انسان، كه گل سر سبد موجودات اين جهان است، سر تا پا نياز به او است، حال بقيه موجودات روشن است، و به تعبير ديگر، بقيه نيز در علت فقر كه همان امكان وجود باشد، با انسان شريكاند.
علاوه، سخن از خصوص انسان به خاطر اين است كه، هدف اين بوده:
انسان را از مركب غرور پياده سازد، و به نيازش در همه حال، و در همه چيز و در همه جا، به خدا توجه دهد، همان توجهى كه، ريشه اصلى صفات فضيله و ملكات اخلاقى است، همان توجهى كه، رمز تواضع، ترك ظلم و ستم، ترك غرور و كبر و نخوت، و ترك بخل و حرص و حسد، و انگيزه تواضع در برابر حق، مىباشد.
*** در آيه بعد، براى تأكيد همين فقر و نياز انسانها، به او مى فرمايد: «اگر بخواهد شما را مىبرد، و خلق جديدى را مىآورد» «إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ».
بنابراين، او نيازى به شما و عبادتتان ندارد، و اين شما هستيد كه به او نيازمنديد.
اين آيه، نظير مطلبى است كه در آيه ١٣٣ سوره «انعام» آمده، آنجا كه مىفرمايد: وَ رَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِكُمْ ما يَشاءُ كَما أَنْشَأَكُمْ مِنْ ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ: «پروردگار تو بى نياز و مهربان است، اگر بخواهد شما را مىبرد، و به جاى شما هر كس را بخواهد جانشين مىسازد،