تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٦
لايَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَ لاأَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ: «كسانى را كه غير از خدا مىخوانيد، نمىتوانند شما را يارى كنند، و نه حتى خويشتن را در برابر مشكلات يارى دهند» و مانند اين گونه آيات.
و به اين ترتيب، هرگونه توسل به ارواح پيامبران و امامان را نفى مىكنند، و آن را مخالف توحيد مىشمرند!
در حالى كه، يك نگاه ساده به آياتى كه قبل از اين آيات، و بعد از آن است، براى درك اين حقيقت كافى است كه، منظور از آن بتها مىباشد، چرا كه در همه اينها سخن از بتها در ميان است، سخن از سنگ و چوبهائى است كه آنها را شريك خدا مىپنداشتند، و براى آنها قدرتى در برابر قدرت خدا قائل بودند.
ولى، چه كسى است كه نداند: انبياء و اولياء، همچون شهداى راه خدا كه قرآن با صراحت از حيات آنها سخن مىگويد، داراى حيات برزخى هستند، و مىدانيم در حيات برزخى فعاليت روح گستردهتر و وسيعتر است؛ چرا كه از حواجب مادى و تعلقات دنيوى، رهائى يافته، اين از يك سو.
از سوى ديگر، بدون شك، توسل به اين ارواح پاك نه به اين معنى است كه براى آنها در مقابل خداوند، استقلالى قائل شويم، بلكه هدف آن است كه از آبرو و جاه آنها در پيشگاه خدا مدد بطلبيم، و از احترام و عظمتى كه در درگاه خدا دارند، كمك بخواهيم، كه، اين عين توحيد و عبوديت پروردگار است (دقت كنيد).
بنابراين، همان گونه كه قرآن صريحاً در مسأله «شفاعت» مىگويد: آنها به اذن و فرمان خدا شفاعت مىكنند: مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ: «چه كسى است كه بتواند در درگاه خدا، جز به فرمان او شفاعت كند» «١» همچنين توسل به