تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٣
«وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ ما يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ». «١»
«قِطْمِير» بنا به گفته «راغب» در «مفردات»: اثرى است كه در پشت هسته خرما وجود دارد، (فرورفتگى كوچكى است) و به گفته «طبرسى» در «مجمع البيان» و «قرطبى» در تفسيرش، پوسته نازك سفيد رنگى است كه سراسر هسته را پوشانده، و در هر حال، كنايه از موجودات بسيار كوچك و كم ارزش است.
آرى، اين بتها نه مبدأ سودى هستند، و نه منشاء زيانى، نه از شما دفاع مىكنند، و نه از خويشتن، نه حاكميت دارند، و نه مالكيت، حتى بر پوسته هسته خرمائى! با اين حال، چگونه شما بىخردان آن را پرستش مىكنيد و حلّ مشكلاتتان را از آنها مىخواهيد؟!
*** سپس مىافزايد: «اگر آنها را براى حل مشكلات خود بخوانيد، هرگز صداى شما را نمىشنوند» «إِنْ تَدْعُوهُمْ لايَسْمَعُوا دُعاءَكُمْ».
چرا كه قطعاتى از سنگ و چوب بيش نيستند، جمادند و بىشعور!
«و به فرض كه ناله و اصرار و الحاح شما را بشنوند، هرگز توانائى پاسخگوئى به نيازهاى شما ندارند» «وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجابُوا لَكُمْ».
چرا كه روشن شد، حتى به اندازه پوست نازك هسته خرمائى، مالك سود و زيانى در جهان هستى نيستند، با اين حال چگونه انتظار داريد كه براى شما كارى صورت دهند، يا گرهى را بگشايند؟
و از اين بالاتر: «روز قيامت كه مىشود، آنها پرستش و شرك شما را منكر مىشوند» «وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ».