تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣١
خرافى باز دارد، مىفرمايد: «او كسى است كه شب را در روز، و روز را در شب داخل مىكند» «يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ».
«يُولِجُ» از ماده «ايلاج» به معنى داخل كردن است، و ممكن است اشاره به يكى از دو معنى و يا هر دو معنى زير باشد:
افزايش و كاهش تدريجى شب و روز در طول سال، كه مايه پيدايش فصول مختلف با آن همه آثار و بركات مىباشد.
انتقال تدريجى از شب به روز و از روز به شب، به واسطه وجود شفق و بين الطلوعين، كه از خطرات انتقال ناگهانى از ظلمت، به نور و از نور، به ظلمت جلوگيرى مىكند، و به انسان آمادگى كافى براى انتقال كاملًا آرام و بىخطر را از يكى به ديگرى فراهم مىسازد. «١»
بعد، به مسأله «تسخير خورشيد و ماه» اشاره كرده، مىگويد: «او خورشيد و ماه را مسخر شما نمود» «وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ».
چه تسخيرى از اين برتر و بالاتر، كه همه آنها در مسير منافع انسان حركت مىكنند، و سرچشمه انواع بركات در زندگى بشرند، و ابر و باد و ماه و خورشيد و فلك در كار هستند، تا انسان بتواند زندگى خود را تأمين كرده و در غفلت فرو نرود، و به ياد منبع اصلى اين مواهب باشد. «٢»
اما اين خورشيد و ماه، در عين اين كه: به طور كاملًا منظم در مسير خود مىگردند، و خدمتگزار لايق و خوبى براى انسانند، نظامى كه حاكم بر آنهاست