تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٩
مىتوانست عمر كند.
اينها امورى است كه براى همه قابل درك و تجربه است، و احدى نمىتواند آن را انكار كند.
در زمينه حوادثِ ناخواسته، نيز امورى وجود دارد كه مربوط به «اجل معلق» است، كه آن نيز قابل انكار نمىباشد.
بنابراين، اگر در روايات فراوانى آمده است كه: انفاق در راه خدا، يا صله رحم عمر را طولانى و بلاها را بر طرف مىسازد، در حقيقت ناظر به همين عوامل است.
و هر گاه ما اين دو نوع اجل و سرآمد عمر را از هم تفكيك نكنيم، درك بسيارى از مسائل در رابطه با «قضا و قدر» و «تأثير جهاد و تلاش و كوشش در زندگى انسانها» لا ينحل خواهد ماند.
اين بحث را ضمن يك مثال ساده، مىتوان روشن ساخت، و آن اين كه:
انسان يك دستگاه اتومبيل نو تهيه مىكند، كه طبق پيشبينىهاى مختلفى كه در ساختمان آن به كار رفته، مىتواند مثلًا بيست سال عمر كند، اما مشروط به اين كه:
به آن دقيقاً برسند، و مراقبتهاى لازم را به عمل آورند، در اين صورت اجل حتمى اين اتومبيل همان بيست سال است كه از آن فراتر نمىرود.
ولى اگر مراقبتهاى لازم انجام نشود، و آن را به دست افراد ناآگاه و لاابالى بسپارند، و بيش از قدرت و ظرفيت، از آن كار بكشند، و در جادههاى پر سنگلاخ همه روزه آن را به كار گيرند، ممكن است عمر بيست ساله آن به نصف، يا به عشر، تنزل پيدا كند، اين همان «اجل معلق» آن است.
و ما تعجب مىكنيم، چگونه بعضى از مفسران معروف، به مسأله روشنى مانند اين مسأله، توجه نكردهاند.
***