تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٣
همه، براى او سهل و ساده است، و اينها گوشهاى از آيات انفسى هستند، كه از يكسو، ما را به مبدأ عالم هستى مربوط و آشنا مىكنند، و از سوى ديگر، دلائل زندهاى بر مسأله «امكان معاد» محسوب مىشوند.
آيا كسى كه قادر بر آفرينش نخستين از «خاك» و «نطفه» بود، قادر بر تجديد حيات انسانها نيست؟
و آيا كسى كه از تمام ريزهكاريهاى مربوط به اين قوانين با خبر است، در نگهدارى حساب اعمال بندگان براى صحنه معاد مشكلى دارد؟!
*** در آيه بعد، به بخش ديگرى از آيات آفاقى، كه نشانههاى عظمت و قدرت اويند، در مورد آفرينش درياها و بركات و فوائد آنها اشاره كرده، مىفرمايد: «دو دريا يكسان نيستند، اين يكى گوارا و شيرين و براى نوشيدن خوشگوار است، و آن ديگر، شور و تلخ» «وَ ما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ». «١»
با آن كه: هر دو روز نخست به صورت قطرات باران شيرين و گوارا از آسمان بر زمين نازل شدهاند، و هر دو از يك ريشه مشتقاند، اما در دو چهره كاملًا مختلف با فوائد متفاوت ظاهر گشتهاند.
و عجيب اين كه: «از هر دو، گوشت تازه مىخوريد» «وَ مِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيّاً».
«و از هر دو، وسائل زينتى براى پوشيدن استخراج مىكنيد» «وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها».