تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٨
هر كس را بخواهد گمراه مىكند، و هر كس را بخواهد هدايت مىنمايد» «فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ».
اگر گروه اول، اعمال زشتشان در نظرشان تزئين شده، اين نتيجه اضلال الهى است، اوست كه اين خاصيت را در تكرار اعمال زشت قرار داده، كه نفس انسان به آن خو مىگيرد و عادت مىكند، و همرنگ و هماهنگ آن مىشود.
و اوست كه به مؤمنان پاكدل چشمانى نافذ و بينا، و گوشهائى شنوا براى درك حقايق آن چنان كه هست، مىبخشد.
روشن است: اين مشيت الهى توأم با حكمت اوست، و به هر كس آنچه لايق آن هست مىدهد.
لذا در پايان آيه، مىفرمايد: «مبادا بر اثر شدت تأسف و حسرت بر وضع آنها جانت از دست برود» «فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَراتٍ».
اين تعبير، همانند تعبيرى است كه در آيه ٣ سوره «شعراء» آمده است:
لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ: «گوئى مىخواهى جان خود را از دست دهى كه ايمان نمىآورند». «١»
تعبير به «حَسَرات» كه به اصطلاح «مفعول لاجله» براى جمله قبل است، اشاره به اين است كه نه تنها يك حسرت بر آنها مىخورى، بلكه حسرتها بر آنها دارى!
حسرت از دست دادن نعمت هدايت، حسرت ضايع كردن گوهر انسانيت، حسرت از دست دادن حس تشخيص، تا آنجا كه زشت را زيبا مىبينند، و بالاخره حسرت گرفتار شدن در آتش قهر و غضب پروردگار!