تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٦
تفسير:
گفتار و كردار پاك و صالح به سوى خدا مىرود!
از آنجا كه در آيات گذشته، مردم به دو گروه تقسيم شدند «گروهى مؤمن» و «گروهى كافر» يا «گروهى حزب اللّه و دشمن شيطان» و «گروهى پيروان و حزب او»، در نخستين آيه مورد بحث، يكى از ويژگيهاى مهم اين دو گروه را كه در واقع سرچشمه ساير برنامههاى آنها است بيان كرده، مىگويد: «آيا كسى كه زشتى عملش در نظر او زينت داده شده، و آن را زيبا مىبيند، همانند كسى است كه واقعيات را آنگونه كه هست، زشت و زيبا درك مىكند»؟ «أَ فَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً».
در حقيقت، اين مسأله كليد همه بدبختىهاى اقوام گمراه و لجوج است، كه اعمال زشتشان به خاطر هماهنگ بودن با شهوات و قلبهاى سياهشان در نظرشان زيباست.
بديهى است، چنين كسى، نه موعظهاى را پذيرا مىشود، نه آمادگى براى شنيدن انتقاد دارد، و نه هرگز حاضر است مسير خود را تغيير دهد.
نه پيرامون اعمال خويش به تجزيه و تحليل مىپردازد، و نه از عواقب آن بيمناك است.
و از آن بالاتر، هنگامى كه سخن از زشتى و زيبائى به ميان آيد، مرجع ضمير را در زيبائيها خودشان مىدانند، و در زشتيها مؤمنان راستين را! واى بسا كفار لجوج، هنگامى كه آيات گذشته را درباره «حزب شيطان» و سرنوشت دردناكشان شنيدند، آن را بر مؤمنان راستين تطبيق كردند، و خود را مصداق «حزب اللّه» شمردند!
و اين مصيبت و فاجعهاى است بسيار بزرگ.