تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٣
فراوانى از قرآن به آن اشاره شده است، و حتى مكرر بر مكرر به عنوان «عَدُوٌّ مُبِينٌ» (دشمن آشكار) از او ياد كرده. «١»
از چنين دشمنى هميشه بايد برحذر بود.
در دنباله آيه، براى تأكيد بيشتر، مىافزايد: «او فقط حزبش را براى اين دعوت مىكند كه، اهل آتش سوزان جهنم باشند» «إِنَّما يَدْعُوا حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعِيرِ».
«حِزب» در اصل به معنى «جماعت و گروهى» است كه داراى تشكل و شدت عمل باشند، ولى معمولًا به هر گروه و جمعيتى كه پيروى از برنامه و هدف خاصى مىكنند اطلاق مىشود.
منظور از «حزب شيطان» پيروان او و كسانى كه در خط او هستند مىباشد.
البته شيطان، نمىتواند همه كس را عضو رسمى حزب خويش قرار دهد، و آنها را به سوى جهنم دعوت كند، نفرات حزب او كسانى هستند كه در آيات ديگر قرآن، از آنها ياد شده، و داراى نشانههاى زيرند:
كسانى كه طوق بندگى و ولايت او را بر گردن نهادهاند: إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ: «سلطه او تنها بر كسانى است كه ولايت او را پذيرفتهاند». «٢»
«آنها كه شيطان بر آنان، چيره شده، به گونهاى كه خدا را از ياد آنها بردهاند، آنان حزب شيطانند، و حزب شيطان زيانكاران واقعى هستند» (اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ). «٣»
جالب اين كه، در سه مورد از آيات قرآن، سخن از «حزب اللّه» به ميان آمده، و در سه مورد از «حزب شيطان»، تا چه كسانى در اين حزب نامنويسى