تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠
مىكند، و بر اساس علم و آگاهى اوست كه، هر چيز به جاى خود قرار گرفته، و هر موجودى آنچه را كه نياز دارد، در اختيار دارد.
در اين كه: منظور از «حمد و ستايش» خداوند در آخرت چيست؟ مفسران گفتگو بسيار كردهاند:
بعضى گفتهاند: گر چه سراى آخرت دار تكليف نيست، اما بندگان خدا عاشقانه در آنجا او را مىستايند، و حمد مىكنند، و از حمد و ستايش او لذت مىبرند!
بعضى ديگر گفتهاند: بهشتيان او را به خاطر فضلش، حمد مىكنند و دوزخيان، به خاطر عدلش!
گاه گفته مىشود: انسانهائى كه در اين دنيا هستند به خاطر وجود حجابهاى مختلف بر قلب و فكرشان، غالباً حمد خالص ندارند، اما در قيامت كه همه حجابها بر چيده مىشود، و به مصداق: المُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ: «مالكيت خداوند بر پهنه هستى» بر همگان آشكار مىشود، همگى با خلوص نيت كامل، زبان به حمد و ستايش او مىگشايند.
و نيز در اين جهان ممكن است، انسانها غافل شوند، و موجوداتى را مستقل از ذات خداوند پندارند و آنها را ستايش كنند، اما در آنجا كه ارتباط همگى به ذات پاك او همچون شعاع آفتاب به قرص خورشيد، آشكار مىگردد، كسى جز او را ستايش نخواهد كرد.
از همه اينها كه بگذريم، در قرآن مجيد كراراً آمده است: «بهشتيان» در آنجا خدا را حمد مىگويند: وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ: «آخرين سخن بهشتيان اين است: مىگويند: حمد براى خدائى است كه پروردگار