تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩
شبيه اين معنى، در ساير آيات قرآن نيز آمده، آنجا كه مىگويد: وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَ إِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلا رادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ: «اگر خداوند (براى امتحان يا كيفر خطا) زيانى به تو رساند، هيچ كس جز او آن را بر طرف نخواهد كرد، و اگر اراده خيرى براى تو كند هيچ كس مانع فضل او نخواهد شد، او به هر كس از بندگانش بخواهد فضل خود را مىرساند، و او غفور و رحيم است». «١»
*** در اينجا به چند «امر» بايد توجه كرد:
١- تعبير به «يَفْتَحِ» كه از ماده «فتح» به معنى گشودن است، اشاره به وجود خزائن رحمت الهى است كه در آيات ديگر قرآن نيز، به آن اشاره شده است، و جالب اين كه: اين خزائن چنانند كه به محض گشوده شدن، بر خلايق جارى مىشوند، و نياز به چيز ديگرى نيست، و هيچ كس مانع از آن نتواند شد.
مقدم داشتن گشايش رحمت، بر امساك آن، به خاطر اين است كه: هميشه خداوند رحمتش، بر غضبش پيشى دارد.
٢- تعبير به «رحمت» معنى بسيار وسيع و گستردهاى دارد، كه تمام مواهب جهان را شامل مىشود، گاه، جنبه معنوى دارد، و گاه، جنبه مادى، به همين دليل، گاه، كه انسان تمام درهاى ظاهرى را به روى خود بسته مىبيند، احساس مىكند، رحمت الهى بر قلب و جان او روان است، لذا شاد و خرسند است، آرام و مطمئن، هر چند در تنگناى زندان گرفتار باشد.
اما به عكس، گاه، انسان تمام درهاى ظاهرى را به روى خود گشوده مىبيند، اما گوئى درِ رحمت الهى بر جان او بسته شده، چنان خود را در تنگنا و