تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٦
در موارد ديگر نيز، تعبيراتى مانند «عرش»، «كرسى»، «لوح» و «قلم» ديده مىشود، كه معمولًا توجه به مفاهيم معنوى آنها است نه جسم مادى آنها.
البته، بدون قرينه نمىتوان الفاظ قرآنى را بر غير معانى ظاهرى آنها حمل كرد، اما در آنجا كه پاى قرائن روشن در كار است مشكلى ايجاد نمىشود.
در بعضى از روايات آمده است: «جبرئيل» (پيك وحى خداوند) ششصد بال دارد! و هنگامى كه با اين حالت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را ملاقات كرد، ما بين زمين و آسمان را پر كرده بود»!. «١»
يا اين كه: «خداوند فرشتهاى دارد كه ما بين نرمى گوش او تا چشمش به اندازه پانصد سال راه به وسيله پرندهاى (تيز پرواز) است»!. «٢»
يا اين كه: در «نهج البلاغه» هنگامى كه سخن از عظمت فرشتگان پروردگار در ميان است، مىفرمايد: وَ مِنْهُمُ الثَّابِتَةُ فِى الأَرَضِينَ السُّفْلَى أَقْدامُهُمْ وَ الْمارِقَةُ مِنَ السَّماءِ الْعُلْيا أَعْناقُهُمْ وَ الْخارِجَةُ مِنَ الأَقْطارِ أَرْكانُهُمْ وَ الْمُناسِبَةُ لِقَوائِمِ الْعَرْشِ أَكْتافُهُمْ: «بعضى از فرشتگان چنان عظمت دارند كه پاهايشان در طبقات پائين زمين ثابت است، و گردنشان از آسمان برين برتر، اركان وجودشان از اقطار جهان بيرون رفته، و شانههايشان براى حمل عرش پروردگار متناسب است»!. «٣»
پيدا است: اين گونه تعبيرات را بر جنبههاى جسمانى مادى نمىتوان حمل كرد، بلكه بيانگر عظمت معنوى و ابعاد قدرت آنها است.
اصولًا مىدانيم بال تنها براى حركت در جو زمين به كار مىرود؛ چرا كه اطراف كره زمين را هواى فشرده گرفته، و پرندگان، به وسيله بالشان روى امواج هوا قرار مىگيرند، و مىتوانند بالا و پائين بروند، ولى از محيط جو زمين كه