تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٤
و به اين ترتيب، باطل در برابر حق هيچ گونه نقشى نخواهد داشت، نه يك نقش جديد و آغازگر و نه يك نقش تكرارى؛ چرا كه نقشههايش نقش بر آب است، و درست به همين دليل نمىتواند نور حق را بپوشاند، و اثر آن را از خاطرهها بزدايد.
گر چه بعضى از مفسران، خواستهاند: «حق» و «باطل» را در اين آيه، در مصداقهاى محدودى محصور كنند، ولى پيداست مفهوم آن دو وسيع و گسترده است: قرآن، وحى الهى، و تعليمات اسلام، همه در مفهوم «حق» جمع است، و شرك و كفر، ضلالت، ظلم، گناه، وسوسههاى شيطانى، و ابداعات طاغوتى همه در معنى «باطل» درج است.
در حقيقت اين آيه شبيه آيه ٨١ سوره «اسراء» است كه مىفرمايد: وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً: «بگو حق آمد و باطل از ميان رفت؛ چرا كه باطل از بين رفتنى است».
در روايتى از «ابن مسعود» چنين آمده: پيامبر صلى الله عليه و آله وارد «مكّه» شد، در حالى كه در اطراف خانه خدا ٣٦٠ بت بود، با چوبى كه به دست داشت يك يك بتها را فرو مىانداخت، و مىفرمود: «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً جاءَ الْحَقُّ وَ ما يُبْدِىءُ الْباطِلُ وَ ما يُعِيْدُ». «١»
*** سؤال:
در اينجا سؤالى مطرح است و آن اين كه: آيه فوق مىگويد: با ظهور «حق»، «باطل» رنگباخته شده، و به كلى ابتكار را از دست داده، با اين كه ما مىبينيم هنوز باطل جولان دارد، و بسيارى از مناطق را زير سيطره خود قرار داده است؟
در پاسخ بايد به اين نكته توجه داشت كه:
اولًا: با ظهور حق و آشكار شدن آن، باطل يعنى شرك و كفر و نفاق و آنچه از آن