تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٢
اگر من پاداشم را از او مىخواهم، به خاطر آن است كه، او از همه اعمال و نيات من آگاه است.
به علاوه، او گواه حقانيت من است؛ چرا كه اين همه معجزات و آيات بينات را او در اختيار من گذارده.
و به راستى، برترين گواه اوست؛ زيرا كسى كه حقايق را از همه بهتر مىداند، و از همه بهتر مىتواند ادا كند، و هيچ چيزى جز حق از او صادر نمىشود، او بهترين گواهان است و او خداست.
*** با توجه به آنچه پيرامون حقانيت دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله گفته شد، در آيه بعد مىگويد: قرآن واقعيتى است انكارناپذير، كه از ناحيه خدا بر قلب پيامبر القا شده است: «بگو پروردگار من، حق را (بر دل پيامبران) مىافكند كه او علام الغيوب است و از تمام اسرار نهان آگاه است» «قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ».
با توجه به اين كه: «يَقْذِفُ» از ماده «قذف» (بر وزن حذف) به معنى افكندن به نقطه دور دست، يا پرتاب كردن از راه دور مىباشد، براى اين آيه، تفسيرهاى متعددى گفتهاند كه با هم قابل جمع است:
نخست اين كه: منظور، افكندن «حق» يعنى كتب آسمانى و وحى الهى بر قلوب انبياء و فرستادگان پروردگار است؛ چرا كه او به حكم «علام الغيوب» بودن قلبهاى آماده را مىشناسد و بر مىگزيند، و وحى را در آن مىافكند تا در اعماقش نفوذ كند.
و به اين ترتيب، بىشباهت به حديث معروف: العِلْمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللَّهُ فِى قَلْبِ مَنْ يَشاءُ: «علم نورى است كه خداوند در دلهاى كسانى كه بخواهد و