تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦١
نخست اين كه: كنايه از عدم مطالبه هر گونه اجرت به طور مطلق باشد، مثل اين كه، ما مىگوئيم: «هر چه از تو خواستهام، مال خودت» كنايه از اين كه: چيزى از تو نخواستهام، شاهد اين سخن، جمله بعد از آن است كه مىگويد: إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ: «پاداش من تنها بر خداست».
دوم اين كه: اگر مىبينيد من در بعضى از سخنانم كه از سوى پروردگار آوردهام، به شما گفتهام: لاأَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى: «من از شما پاداشى نمىطلبم جز دوستى خويشاوندانم». «١»
اين نيز، سودش به خود شما بازگشت مىكند، چرا كه مودت «ذى القربى» بازگشت به مسأله «امامت و ولايت» و «تداوم خط نبوت» است، كه آن نيز براى ادامه هدايت شما ضرورى است.
شاهد اين سخن، شأن نزولى است كه بعضى در اينجا نقل كردهاند، كه وقتى آيه «قُلْ لاأَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى» نازل شد، پيامبر صلى الله عليه و آله به مشركان «مكّه» فرمود: خويشاوندان مرا ناراحت نكنيد، آنها نيز اين پيشنهاد را پذيرفتند، اما هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از بتهاى آنها بدگوئى كرد، گفتند: محمّد صلى الله عليه و آله منصفانه با ما رفتار نمىكند، از يكسو، از ما مىخواهد خويشاوندانش را آزار ندهيم، ولى از سوى ديگر، با بدگوئى از خدايان ما، ما را آزار مىدهد، در اينجا آيه: «قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ» (آيه مورد بحث) نازل شد و به آنها گفت:
آنچه من در اين باره، از شما خواستم به نفع خود شما بود، حال مىخواهيد، آنها را آزار بكنيد، يا نكنيد. «٢»
و در پايان آيه مىفرمايد: «و او بر هر چيزى شاهد و گواه است» «وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ».