تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥١
انديشه نيز روشن است.
٥- تعبير به «مَثْنى وَ فُرادى» (دو، دو، يا يك، يك) اشاره به اين است كه، انديشه و تفكر بايد دور از غوغا و جنجال باشد، مردم به صورت تك نفرى، يا حداكثر دو نفر، دو نفر قيام كنند، و فكر و انديشه خود را به كار گيرند، چرا كه تفكر در ميان جنجال و غوغا عميق نخواهد بود، به خصوص اين كه، عوامل خود خواهى و تعصب، در راه دفاع از اعتقاد، خود در حضور جمع، بيشتر پيدا مىشود.
بعضى از مفسران، نيز احتمال دادهاند: اين دو تعبير به منظور اين است كه افكار «فردى» و «جمعى» يعنى آميخته با مشورت را فرا گيرد، انسان بايد هم به تنهائى بينديشد، و هم از افكار ديگران بهره گيرد، كه استبداد در فكر و رأى مايه تباهى است، و همفكرى و تلاش براى حل مشكلات علمى به كمك يكديگر- در آنجا كه به جنجال و غوغا نكشد- مطمئناً اثر بهترى دارد، و شايد به همين دليل «مَثْنى» بر «فُرادى» مقدم داشته است.
٦- جالب اين كه: قرآن در اينجا مىگويد: «تَتَفَكَّرُوا» (بينديشيد) اما در چه چيز؟ از اين نظر مطلق است و به اصطلاح «حذف متعلق دليل بر عموم، است» يعنى در همه چيز، در زندگى معنوى، در زندگى مادى، در مسائل مهم، در مسائل كوچك، و خلاصه در هر كار، بايد نخست انديشه كرد، اما، از همه مهمتر، انديشه براى پيدا كردن پاسخ اين چهار سؤال است:
از كجا آمدهام؟ آمدنم بهر چه بوده؟ به كجا مىروم؟ و اكنون در كجا هستم؟
ولى، بعضى از مفسران معتقدند: متعلق «تفكر» در اين جا جمله بعد از آن است «ما بِصاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ» يعنى اگر كمى تفكر كنيد، به خوبى در مىيابيد، كه