تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٦
وسوسههاى شيطانى مؤثر نيفتاد، و سرانجام، مردم، فوج فوج وارد اين آئين پاك شدند.
*** قرآن در آيه بعد، بر تمام ادعاهاى آنها خط بطلان مىكشد، هر چند ناگفته بطلانش روشن است، تمام ادعاهاى واهى آنها را با يك جمله، پاسخ مىدهد، مىگويد: «ما قبلًا چيزى از كتابهاى آسمانى را به آنها ندادهايم كه آن را بخوانند، و بر اساس آن به انكار دعوت تو بپردازند، و قبل از تو هيچ پيامبرى براى آنها نيز نفرستاديم» «وَ ما آتَيْناهُمْ مِنْ كُتُبٍ يَدْرُسُونَها وَ ما أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِنْ نَذِيرٍ».
اشاره به اين كه: اين ادعاها از كسى قابل طرح است كه قبلًا پيامبرى به سراغ او آمده، و كتاب آسمانى براى او آورده، و محتواى دعوت تازه را با آن مخالف مىبيند، و به تكذيب برمىخيزد، گاه، مىگويد: آئين نياكانتان از دست نرود، و گاه، مىگويد: اين دعوت جديد دروغ است، و گاه، آورندهاش را ساحر مىخواند.
كسى كه تنها به اتكاء فكر خود- بدون هيچ گونه وحى آسمانى- و با نداشتن بهرهاى از علم، خرافاتى به هم بافته، حق ندارد چنين قضاوت كند.
از اين آيه، ضمناً اين نكته استفاده مىشود كه: انسان تنها به نيروى عقل خويش نمىتواند راه پر نشيب و فراز زندگى را طى كند، بلكه بايد از نيروى وحى مدد گيرد، و با كمك خضر رسالت، گام بردارد، و گر نه ظلمات است، كه بايد از خطر گمراهى بترسد.
*** در آخرين آيه مورد بحث، اين گروه سركش را با بيانى مؤثر و گويا، مورد تهديد قرار داده، چنين مىگويد: «كسانى كه قبل از اينها بودند نيز آيات الهى را