تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٧
فرهنگى» محور شخصيت را از اموال، اولاد، ثروت، جاه و شهرت قبيله و فاميل، به تقوا و ايمان و عمل صالح مبدل ساختند.
نمونه آن را در آيات مورد بحث خوانديم، كه بعد از كشيدن خط بطلان بر «اموال» و «اولاد» به عنوان يك وسيله تقرب، در پيشگاه الهى و گفتن: «وَ ما أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنا زُلْفى»، بلافاصله، ارزش اصيل را با جمله «إِلَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً» جانشين آن مىكند.
آيه شريفه: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ» «١»
كه به صورت يك شعار اسلامى درآمده، بعد از نفى ارزشهاى وابسته به قبيله و عشيره، بيانگر همين انقلاب فكرى و ارزشى است.
طبق آيه ١٣ سوره «حجرات» هيچ چيز جز تقوا، ايمان توأم با احساس مسئوليت، و پاكى عمل، معيار ارزيابى شخصيت انسانها و قربشان در درگاه خدا نيست، و هر كس از اين معيار اصيل، سهم بيشترى دارد، مقربتر و گرامىتر است.
قابل توجه اين كه: در محيط «عربستان» قبل از آن كه تعليمات حياتبخش اسلام و قرآن ظهور كند، بر اثر حاكميت نظام ارزشى زر و زور، محصول آن محيط، مشتى غارتگر و زورگو همچون «ابوسفيانها»، «ابوجهلها» و «ابولهبها» بود.
اما از همان محيط، بعد از انقلاب نظام ارزشى، «سلمانها»، «ابوذرها»، «مقدادها» و «عمار ياسرها» برخاستند.
جالب اين كه: قرآن مجيد در سوره «زخرف» بعد از ذكر آياتى كه در فوق به آن اشاره كرديم، مىگويد: «نه تنها زرق و برق مادى دليل بر شخصيت نيست،