تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٦
طائف نازل نشده است»؟!. «١»
٣- بنى اسرائيل به «اشموئيل» پيغمبر زمانشان در مورد انتخاب «طالوت» به فرماندهى لشكر، ايراد كرده گفتند: نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْيُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ: «ما از او به فرماندهى و حكومت سزاوارتريم، چرا كه از دودمان معروفيم، به علاوه طالوت ثروتى ندارد»؟!. «٢»
٤- مشركان ثروتمند قوم «نوح» به او ايراد كردند: «چرا اين افراد اراذل و پست اطراف تو را گرفتهاند»؟! و منظورشان از پستى، نداشتن مال و ثروت بود!:
قالُوا أَ نُؤْمِنُ لَكَ وَ اتَّبَعَكَ الأَرْذَلُونَ: «آيا ما به تو ايمان بياوريم در حالى كه اراذل به تو ايمان آوردهاند»؟!. «٣»
٥- همين ايراد را ثروتمندان «مكّه» به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كردند، كه از چه رو اطراف تو را پا برهنهها گرفتهاند؟ ما حتى از بوى بدن اينها ناراحت مىشويم، اگر آنها را از خود برانى، ما در كنار توئيم، قرآن در سوره «كهف» سخت به آنها مىتازد، با شديدترين لحنى آنها را تهديد مىكند، و به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مىدهد:
تو بايد با مردانى همنشين باشى كه هر چند تهيدستاند، اما قلبشان مملو از عشق خدا است و صبح و شام رو به درگاه خدا مىآورند، و جز او كسى را نمىخواهند، اى پيامبر صلى الله عليه و آله با اينها باش، و هرگز روى از اينها مگردان: (وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِىِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَ لاتَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ). «٤»
روى اين جهات، نخستين و مهمترين گام اصلاحى انبياء، در هم شكستن اين چارچوبههاى ارزشى دروغين بود، آنها با تعليماتشان اين معيارهاى غلط را در هم ريختند، و ارزشهاى اصيل الهى را جانشين آن ساختند و با يك «انقلاب