جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٩٤ - ٢٠ چه کشکی، چه پشمی؟
را بدهد! خواجه نصير كه حيله و ترفند او را دريافته بود فوراً به هلاكوخان گفت: ايشان راست مِیگويد: سؤال نكير و منكر براى همه هست و از شما هم سؤال مِیشود. خوب است من را براى قبر خود نگه داريد و اين عالم را همراه مادر خود در قبر كنيد تا به سؤالات جواب گويد! عاقبت هلاكوخان مغول، آن عالم دربارِی را همراه مادرش در قبر زنده به گور كرد!![١]
١٩. خودستاِیِی ناصرالدِین شاه و تأِیِید دربارِیان چاپلوس
روزِی ناصرالدِین شاه قاجار با گروهِی از دربارِیان به دِیدن طاق کسرِی از آثار انوشِیروان در مدائن رفتند. ناصرالدِین شاه از همراهان پرسِید: به نظر شما من عادلترم ِیا انوشِیروان؟! آنها دِیدند اگر بگوِیند: ناصرالدِین شاه، دروغ گفتهاند و اگر بگوِیند انوشِیروان، خطرناک است. در سکوت فرو رفته و چِیزِی نگفتند. ناصرالدِین شاه پس از مکث طولانِی گفت: من خود به اِین سؤال پاسخ مِیدهم، من خِیلِی از انوشِیروان عادلترم.
دربارِیان چاپلوس همگِی از اِین پاسخ نفس راحتِی کشِیدند و گفتند: کاملاً صحِیح است.شاه با حالتِی طعن آلود، گفت: شما قبل از آنکه دلِیلم را بشنوِید، حرفم را تصدِیق کردِید اِین کار احمقانهاِی است، اکنون من دلِیل خود را ذکر مِیکنم.
پس از لحظاتِی گفت: انوشِیروان داراِی وزِیرِی دانشمند مثل بوذرجمهر بود که هر وقت از عدالت منحرف مِیشد به او گوشزد مِیکرد و او را از انحراف باز مِیداشت، ولِی وزِیر مشاور من شماها هستِید که همِیشه سعِی دارِید من را از جاده صاف، منحرف سازِید. بنابراِین من در همِین حدِی که هستم جاِی تعجب دارد. اگر راهنماِیِیهاِی وزِیران انوشِیروان را با مشاورهاِیِی که شما به من مِیدهِید، بسنجِید خواهِید دِید که از انوشِیروان عادلترم. [٢]
٢٠. چه کشکِی، چه پشمِی؟
روزِی چوپانِی گلهاش را به صحرا برد و به درخت گردوِی تنومندِی رسِید. از آن بالا رفت و به چِیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختِی شروع شد، خواست پاِیِین بِیاِید،
[١] نشريّه نصيحت، شماره ٦ تارِیخ ١٣/٧/١٣٧١، ص: ٢.
[٢] هزار و ِیک حکاِیت اخلاقِی ج ١ ص: ٨٥٤.