جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٧٧ - ٦ ترس از خدا بازدارنده در هنگام هیجانات نفسانی
پِیامبر در ادامه فرمود: سوگند به خداِیِی كه جان محمّد در دست اوست بعد از مرگ ديگر عذرخواهى و توبه پذِیرفته نمِیشود و بعد از مرگ سرايى جز بهشت يا دوزخ در انتظار فرد نِیست. (مَا بَعْدَ الدُّنْيَا مِنْ مُسْتَعْتَب وَ مَا بَعْدَهَا مِنْ دَار إِلَّا الْجَنَّه أَوِ النَّارُ.)[١]
امام صادق علِیه السلام فرمود: به خدا چنان اميدوار باش كه تو را بر انجام گناهان بىپروا و بِیباک نكند و از خدا چنان بترس كه تو را از رحمت الهِی نوميد نسازد. (ارْجُ اللّه َ رَجاءً لا يُجَرّئُكَ على مَعاصيهِ و خَفِ اللّه َ خَوفا لا يُؤْيِسُكَ مِن رَحمَتِهِ)[٢]
٦. ترس از خدا بازدارنده در هنگام هِیجانات نفسانِی
پيامبر اکرم صلِّی الله علِیه و آله فرمود: سه نفر از بنىاسرائيل در راهِی با يكديگر هم سفر شدند. در بين راه باران گرفت و آنان به غارى پناهنده شدند. ناگهان سنگ بزرگى از کوه کنده شد و در غار را به طور کامل بست و روز بر آنان چون شبِی ظلمانى تارِیک شد. راهى جز تضرع به پِیشگاه خدا نداشتند. يكى از آنان گفت: خوب است اعمال خالص خود را وسيله قرار دهيم، شاِید نجات يابيم. هر سه نفر اين طرح را قبول كردند.
اوّلِی گفت: پروردگارا تو خود مِیدانى كه من دختر عمويى داشتم در كمال زيباِیى، شيفته و شيداى او بودم تا آن كه او را در جاِیِی تنها يافته و خواستم كام دل برگيرم، ولِی آن دختر من را از اِین کار منع کرد و به من گفت: تقوِی پِیشه کن... من با اين سخن او به خود آمده و خوف الهِی موجب شد که با هواى نفس خود مخالفت کردم و دست از آن كار كشيدم.
خدايا اگر اين كار از روى اخلاص بوده و جز رضاى تو منظورى نداشتم، ما را از هلاكت نجات بده. ناگاه ديدند آن سنگ، مقدارى دور شد و فضاى غار كمِی روشن گرديد. دو نفر دِیگر هم هرِیک کارهاِیِی را که براِی رضاِی خدا انجام داده بودند ذکر نمودند... در پاِیان تمام سنگ به كنارِی رفت و هر سه نفر با شادى از غار خارج شدند و به سفر خويش ادامه دادند. [٣]
[١] الكافي، طبع دار الکتب الاسلامية، ج٢، ص: ٧٠.
[٢] وسائل الشيعة، شِیخ حر عاملِی، طبع آلالبِیت، ج ١٥، ص: ٢١٧.
[٣] بحار الأنوار، ط دار الاحِیاء التراث، مجلسي، محمد باقر، ج١٤، ص: ٤٢١.