جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٩٤ - ٣ رجوع به امور خرافی نشانه جهل
٢. رفتارِی جاهلانه
حضرت لوط قوم خود را نصِیحت مِیکرد و آنان را از عواقب کارهاِی جاهلانه و سخِیف برحذر مِیداشت. لکن قوم او نصِیحتهاِی پدرانه پِیامبر خود را موجب برهم خوردن عيش و شادكامى خود تفسِیر مِیکردند. به همين جهت در هر كوى و برزن او و خانوادهاش را آزار و دشنام مِیدادند. قوم لوط سخت بىشرم و حِیاء بودند، رسماً و علناً نزدِیکِی با مردان را بر همسران خود ترجيح مِیدادند.
چهره شهرشان متفاوت شده بود، زنان سرخورده و بىنشاط بودند. بنياد خانواهها سست شده بود، مردان خصلت مردى و غِیرت را از كف داده بودند. جوانمردى در شهر كمتر به چشم مِیخورد! شهر در تب انحراف مِیسوخت، پندهاى پياپى و دلسوزانه لوط هم اين تب را نمِیشكست! (وَ لُوطاً إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَه مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَد مِنَ الْعَالَمِينَ)[١]
تا اِین که شبِی چند مهمان به خانه لوط آمدند و لوط درباره آنان از قوم خود ترسِید. مهمانان چون حال لوط را ديدند گفتند: اى لوط نگران نباش ما سفيران الهى هستِیم. ما از سوى خدا براى عذاب قوم تو آمدهايم و فرمان داريم كه تو و خانوادهات را به استثناء همسرت از اين مهلكه برهانيم و عذاب را بر آنان نازل كنيم.[٢]
٣. رجوع به امور خرافِی نشانه جهل
افراد جاهل و سبکعقل، کارهاِیشان منشأ عقلاِیِی ندارد. آنان پِیوسته به دنبال فالبين و امور خرافِی هستند و به حرف آنان ترتِیب اثر مِیدهند. نقل شده که امِیرمؤمنان علِی علِیه السلام وقتى مِیخواست به جنگ خوارج نهروان برود به شهر مدائن رسيد. در آنجا لشگرِیان خيمه زدند. در اِین بِین مرد منجمى نزد امام رسِید و عرض كرد: بر اساس آنچه از علم نجوم فهمِیدهام، در اين ساعت مصلحت نيست به جنگ برويد زِیرا شكست مِیخوريد، سه ساعت ديگر برويد تا پيروز شويد، حضرت فرمود: هر كس تو را تصديق كند قرآن را تكذيب
[١] سوره عنکبوت، آِیه ٢٨.
[٢] تلخِیصِی از کتاب داستان پيامبران از آدم علِیه السلام تا حضرت محمد، سيد على موسوى گرمارودى.