جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٣٤ - ٦ اقسام تقیّه از نظر حکم شرعی
٥. تقِیّه در زمان امام حسن مجتبِی علِیه السلام
پس از صلح امام حسن مجتبِی علِیه السلام، معاوِیه از والِیان خود خواست که بر شِیعِیان سخت بگِیرند و حضرت علِی علِیه السلام را بر منابر دشنام دهند. اِین رفتار کم و بِیش در دوران اموِیان تا زمان عمربنعبدالعزِیز ادامه داشت[١] و در عصر عباسِیان نِیز به گونهاِی دِیگر ادامه ِیافت، متوکل علاوه بر حبس و قتل شِیعِیان، آنان را از زِیارت مرقد امام حسِین علِیه السلام منع نمود و حرم حسِینِی را تخرِیب کرد. ابنسِکِیّت را به جرم ابراز محبت به امامحسن و امام حسِین علِیهما السلام به طرز وحشتناکِی کشت. [٢]از اِین رو، امامان شِیعه براِی حفظ جان شِیعِیان و جلوگِیرِی از پراکندگِی و اضمحلال شِیعِیان تقِیّه را به استناد آِیات شرِیفه قرآن جاِیز و بلکه در مواقعِی لازم دانستند.
٦. اقسام تقِیّه از نظر حکم شرعِی
ترک تقِیّه گاهِی جائز و بلکه گاهِی حرام است که به چند مورد آن اشاره مِیشود:
مورد اول در جاِیِی است که خطر شخصِی مطرح نِیست و ترک تقِیّه مهمتر از تقِیّهکردن است. مثل اِین که تقِیّه موجب وهن اسلام و اظهار عقِیده موجب عظمت و تروِیج اسلام شود. در اِینجا تقِیّه ممنوع است و باِید تقِیّه را کنار گذاشت. شاِید افرادِی مثل حجربنعدِی، مِیثم تمار، بلالحبشِی و دِیگران که تقِیّه نکردند به همِین جهت بوده باشد. زِیرا مِیدِیدند در آن شراِیط زمانِی خاص اگر تقِیّه کنند ممکن است اصل اسلام در خطر بِیفتد ِیا فضائل علِیبنابِیطالب علِیه السلام به فراموشِی سپرده شود.
از بارزترِین مصادِیق آن قِیام امام حسِین علِیه السلام و اصحاب اِیشان است. در آن حال اصل اسلام و مذهب شِیعه در خطر بود از اِین جهت آن حضرت تقِیّه را کنار گذاشت و قِیام نمود و شهادت را با جان و دل پذِیرفت.حضرت زِینب علِیها السلام در دو سخنرانِی بلِیغِی که در کوفه و شام نمود، تقِیّه را ترک نمود. حتِی اِیشان در گفتگو با ابنزِیاد به حدِی به خطر افتاد که ابنزِیاد دستور کشتن اِیشان را صادر کرد. از همِین قبِیل است خطبه امام سجاد علِیه السلام در مجلس ِیزِید.
[١] ابن ابِیالحدِید، ج ١١، ص: ٤٣ـ٤٦.
[٢] طبرِی، ج ٩، ص: ١٨٥، ابنجوزِی، ج١١، ص: ٢٣٧، ابنخلّکان، ج ٦، ص: ـ٤٠١.