جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٨٤ - ٢ چاپلوسی در مقابل حجاج جانی
و کم ظرفِیت» موجب غرور در فرد شده و فرد را از عزت به دور مِیسازد. (كَثْرَه الثَّنَاءِ مَلَقٌ ِیُحْدِثُ الزَّهْوَ وَ ِیُدْنِِی مِنَ الْعِزَّه)[١]
١. تذکر پِیامبر اکرم صلِّی الله علِیه و آله به فرد چاپلوس
مرد عربِی خدمت پِیامبر اکرم صلِّی الله علِیه و آله رسِید و عرض کرد: مگر نه اِین است که شما از جهت والدِین از همه ما بهتر و از جهت اولاد از همه ما شرِیفتر هستِید؟ در اِیام جاهلِیت بر ما مقدم بودِید. هم اکنون نِیز در اسلام رئِیس ما هستِید؟!!
رسول اکرم از اِین سخنان که بوِی چاپلوسِی و تملّق از آن به مشام مِیرسِید، ناراحت شد و به اعرابِیفرمود: اِی أعرابِی زبانت چند مانع دارد؟ (كَمْ دُونَ لِسَانِكَ مِنْ حِجَاب) اعرابِی جواب داد: دو حجاب، ِیکِی لبها و دِیگرِی دندانها.
پِیامبر فرمود: آِیا هِیچِیک از اِین دو، نتوانست تِیزِی زبان تو را از ما دور سازد؟! سپس فرمود: به ِیقِین، بِین تمام آنچه در دنِیا به شخص عطا شده، هِیچ چِیز براِی آخرتش زِیان بارتر از رهاکردن زبان و کنترل نکردن آن نِیست. با اِین حال رسولالله به جهت اخلاق نِیکِی که داشتند به امام علِی علِیه السلام فرمود: برخِیز و به وِی کمک کن. [٢]
٢. چاپلوسِی در مقابل حجاج جانِی
روزِی علِیبناصمع در شهر بصره دزدِی کرد، او را گرفتند و پِیش امام علِی علِیه السلام بردند، حضرت شاهد خواست، چون شهود شهادت دادند. حضرت امر کرد چهار انگشت دست راستش را برِیدند، پرسِیدند: چرا دستش را از مچ نبرِیدِید؟ فرمود: سبحان الله! اگر از مچ برِیده شود هنگام برخاستن به چه تکِیه کند و چگونه نماز بخواند و غذا بخورد؟
چون حجاجبنِیوسف والِی بصره شد، علِیبناصمع نزد او رفت و به جهت تملّق و اظهار دشمنِی با امِیرمؤمنان علِی علِیه السلام گفت: اِی امِیر! پدرم من را عاق کرده و نام من را علِی گذارده است! تو اِین ستم را از من برطرف ساز و نام دِیگرِی براِیم بگذار! حجاج گفت: براِی
[١] تصنيف غرر الحكم، ص: ٤٦٦.
[٢] هزار و ِیک حکاِیت اخلاقِی ج ١ ص: ٥٠، معاني الأخبار، ص: ١٧١.