جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٠٢ - ١٦ نرمی در تربیت فرزند موثرتر از خشونت و تندی
کند و از سوِی دِیگر مِیخواست خود را به مسجد برساند. اِین امر موجب شد که در رفتن به مسجد نسبت به روزهاِی قبل قدرِی تاخِیر نمود.
ظاهرا هنوز اذان گفته نشده بود که مردم در انتظار باشند. بلال حبشى از مسجد بيرون آمد و آن حضرت را در كنار جمعى از كودكان يافت، جريان را فهميد، بلال قصد كرد كه مانع كودكان شود ولِی پِیامبر بلال را از اِین کار نهى نمود و فرمود: تنگشدن وقت نماز براى من محبوبتر است از رنجاندن كودكان، سپس به بلال فرمود: برو به خانه چِیزِی بياور تا خود را از اين كودكان بازخريد كنم. بلال رفت و پس از جستجو، هشت دانه گردو آورد، پيامبر با کمال نرمِی و عطوفت به كودكان فرمود: (اتبعون جملكم بهذه الجويزات) آيا حاضرِید شتر خود را به اين گردوها بفروشيد.
كودكان به اين معامله راضى شدند و گردوها را گرفته و آن حضرت را رها نمودند، پيامبر به طرف مسجد مِیرفت در حالى كه مِیفرمود: خداوند برادرم يوسف را رحمت كند كه برادرانش او را به چند درهم اندك فروختند. (رحم الله اخى يوسف باعوه بثمن بخس دراهم معدوده) اين كودكان من را به هشت دانه گردو فروختند، با اين فرق كه برادران يوسف وى را از روى دشمنى فروختند، ولى اين كودكان از روى بِیتوجّهِی. وقتى بلال رفتار نرم و محبّتآمِیز آن حضرت را ديد، تحت تأثير قرار گرفت و به پاى مبارك آن حضرت افتاد و اظهار تواضع كرد و گفت: خدا بهتر مِیداند كه مقام رسالت را در وجود چه كسى قرار دهد. (اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ) [١]
١٦. نرمِی در تربِیت فرزند موثرتر از خشونت و تندِی
مردِی وارد مسجد مدِینه شد تا از رسولخدا قدرِی پول بگِیرد. رسول اکرم صلِّی الله علِیه و آله چِیزِی به او داد ولِی او قانع نشد و آن را کم شمرد، بعلاوه با تندِی و جسارت با رسولخدا صحبت کرد. اصحاب سخت در خشم شدند، چِیزِی نمانده بود که به او حمل کنند که رسولخدا مانع آنان شد و مرد را به خانه خود برد و مقدارِی دِیگر به او کمک کرد.
[١] كنز العمّال، حدِیث: ٣٢٤٠٢.