جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٢٧ - ٤٨ اراده جدّی، لازمه رسیدن به مقام تقوی
شد و بدون اِینکه مِیخ را ببِیند از در گذشت. دومِی که از در گذشت مِیخ را دِید ولِی توجّهِی به آن نکرد و با خود گفت: به من ربطِی ندارد من که گذشتم و مشکلِی هم براِی من پِیش نِیامد برخِی دِیگر هم چنِین عمل کردند.
سومِی مِیخ را دِید و با خود گفت: وقتِی کارم تمام شد برمِیگردم و مِیخ را از چهارچوب برمِیدارم تا براِی کسِی خطر اِیجاد نکند. چهارمِی که فرد مسؤلِیّتپذِیر و دغدغهمندِی بود به محض دِیدن مِیخ و احساس خطر براِی دِیگران، بلافاصله مِیخ کشِی آورد و مِیخ را از در خارج کرد و سپس به کار خود پرداخت.
Q نکته: مردم نسبت به مسائل اطراف خود واکنشهاِی متفاوتِی از خود نشان مِیدهند. نفر اول بِیتوجّه به محِیط پِیرامون خود بود. نفر دوم شناخت پِیدا کرد ولِی فرد بِیمسؤلِیّتِی بود. نفر سوم، مسؤلِیّتپذِیر بود ولِی وقتشناس نبود و پِی به اهمِیت و ضرورت مسأله نبرد. ولِی نفر چهارم در درجه اول: متوجه محِیط پِیرامون خود بود. در درجه دوم مردِی مسؤلِیّتپذِیر، وقتشناس و داراِی درک و فهم بالا بود، خطرات محِیط را براِی خود و دِیگران مِیدِید و نسبت بدان مسؤلِیّتپذِیر بود.
واکنش مردم نسبت تکالِیف الهِی نِیز متفاوت است برخِی بِیتفاوت هستند گوِیا اصلا خداِیِی نِیست و نظارتِی بر اعمال آنان ندارد و حسابرسِی قِیامت نسبت به اعمال کوچک و بزرگ مطرح نِیست. اعتقاد به خدا و قِیامت دارند ولِی در عمل به نحوِی رفتار مِیکنند که گوِیا منکر خدا ِیا حسابرسِی قِیامت هستند.