جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٣٨ - ٥ تعصّب قومی منشأ بسیاری از اختلافات
٥. تعصّب قومِی منشأ بسِیارِی از اختلافات
بِین دو قبِیله اوس و خزرج بيش از يك قرن جنگ و خونريزِی و اختلاف بود و هرچند وقت به جهت تعصّبات بِیاساس ناگهان به جان يكديگر افتاده، خسارات جانِی و مالِی فراوانِی به يكديگر وارد مِیكردند. يكِی از موفقيتهاِی بزرگ پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله اين بود كه به برکت اسلام، بِین اِین دو قبِیله، صلح و صفا را برقرار نمود، لکن گاه و بِیگاه بر اثر عواملِی چند، آتش اختلافات گذشته، شعلهور مِیگشت و پس از مدّتِی در پرتو تعليمات اسلام و تدبير پيامبر خاموش مِیگشت.
روزِی دو نفر از قبيله اوس و خزرج به نام ثعلبهبنغنم و اسعدبنزراره در برابر يكديگر قرار گرفتند و هر كدام افتخاراتِی را كه بعد از اسلام نصيب هرِیک از دو قبيله شده بود، برشمردند. ثعلبه گفت:خزيمهبنثابت ذوشهادتين و حنظله غسيل الملائكه و عاصمبنثابت و سعدبنمعاذ كه همگِی از افتخارات مسلمانان هستند از قبِیله ما هستند، در مقابل اسعدبنزراره كه از طايفه خزرج بود، گفت: چهار نفر از قبيله ما «ابنكعب، معاذبن جبل، زيدبنثابت و ابو زيد» در راه تعليم قرآن، خدمات بزرگِی را انجام دادهاند به علاوه، سعدبنعباده، رئِیس و خطيب مردم مدينه، از قبِیله ما است.
كمكم اِین مناظره به جاِی باريك كشيده شد و مردان آن دو قبيله از جريان آگاه شده و براِی دفاع از قبِیله خود بدون هِیچ منطقِی دست به اسلحه برده، در برابر يكديگر صفآراِیِی کردند.
بيم آن مِیرفت که دوباره آتش جنگ بين دو قبِیله شعلهور گردد و زمين از خون آنها رنگين شود که خبر به پيامبر رسيد، حضرت فوراً به محل حادثه آمد و با بيان و تدبير خاص خود به آن وضع خطرناك پايان داد و صلح و صفا را در ميان آنها برقرار نمود. سپس آيه ذِیل نازل شد و بهصورت عمومِی مسلمانان را از تعصّبات قبِیلهاِی برحذر داشت و آنان را دعوت به اتحاد نمود.(وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لاَ تَفَرَّقُوا...)[١]
[١] ترجمه تفسير مجمع البيان، احمد بهشتي، ج٤، ص: ١٨٦.