جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٠٠ - ٤ تسلیم در تعیین وصیّ پیامبر
٣. تسليم و عروج به مقامات معنوِی
خداوند به داوود پيغمبر علِیه السلام وحِی نمود كه فلان خانم را براِی همسرِی تو برگزيدهام. حضرت داوود به سراغ آن خانم رفت و قضيّه را مطرح كرد ولِی آن خانم گفت: من عبادت و اعمال صالح چندانِی ندارم كه لياقت همسرِی شما را داشته باشم، خانم ديگرِی، همنام من در اِین محلّه هست كه خيلِی اهل عبادت است، احتمالاً آن خانم منظور خدا بوده است. حضرت داوود كه به هدايت الهِی مطمئن بود، از او پرسيد شما وقتِی فقير مِیشويد چه مِیكنيد؟ آن خانم گفت: چون نمِیدانم فقر براِی من بهتر است يا ثروت، كارِی نمِیكنم و به آنچه خدا پيش آورده راضِی و تسلِیم مِیشوم.
حضرت پرسيد: وقتِی بيمار مِیشويد چه مِیكنيد؟ آن خانم گفت: چون نمِیدانم مرِیضِی براِی من بهتر است يا صحّت، به آنچه خداوند پيش آورده راضِی و تسلِیم مِیشوم. حضرت چند فقره از اين سؤالات را مطرح كرد و آن زن همِینگونه پاسخ داد. بعد حضرت داوود گفت: با اين معرفت و روح تسليم و رضا كه در شما مِیبينم مطمئنّاً اشتباهِی رخ نداده و خود شما براِی همسرِی من تعيين شدهايد. [١]
٤. تسلِیم در تعِیِین وصِیّ پِیامبر
حضرت داوود علِیه السلام از پِیامبران خدا بود. سالها در مِیان قوم خود به هدايت مردم پرداخت. در اواخر عمر از طرف خدا به او وحى شد: از خاندان خود، جانشينِی را براى تو تعيين نمودم. حضرت داوود علِیه السلام فرزندان متعدِی از همسران مختلف داشت، يكى از پسران او نوجوانى بود كه حضرت داوود به مادر او علاقه خاصِی داشت و دوست مِیداشت که آن فرزند وصِی او شود ولى اراده الهِی بر اِین بود كه وصى او فرزند دِیگرش سليمان باشد. از سوى خداوند مجدد به حضرت داوود وحى شد كه قبل از رسيدن فرمان من شتاب نكن.
در اِین بِین دو نفر که با هم اختلاف داشتند براى قضاوت خدمت حضرت داوود آمدند، خداوند به داوود وحى نمود که پسران خود را جمع كند و به آنها بگو: هر كس در مِیان شما در نزاع بِین اين دو نفر، قضاوت صحيح كند او وصى من خواهد شد.
[١] داستان معنوي، ص: ٥٤.