جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٧٤ - ٢٨ فروتنی خصوصاً در برابر بندگان ممتاز خداوند
٢٦. همنشِینِی با فقراء و کارگزاران و خدمتکاران
مردِی از اهالِی بلخ در سفر خراسان، همراه حضرت رضا علِیه السلام بود. روزِی دِید که آن حضرت در سفره خود غلامان و دربانان را جمع كرده و با آنان مشغول خوردن غذا است. آن مرد به امام رضا عرض كرد: فدايت شوم، مناسب اِین بود كه سفره اينها را جداگانه مِیانداختيد. حضرت فرمود: خِیر، هرگز! خداِی ما يكِی است، مادر و پدر ما هم يكِی است، پاداش هر كسِی بستگِی به كردار او دارد. [١]
٢٧. فروتنِی سِیره بزرگان دِین
مردِی در سفر همراه مرحوم مقدّس اردبيلى بود ولِی آن بزرگوار را نمِیشناخت لذا لباس خود را به او داد و درخواست کرد برايش بشويد. اِیشان قبول کرد و لباسش را شست و نزد وى آورد. بعد از مدتِی آن مرد اِیشان را شناخت و عذرخواهى کرد. مردم هم به شدت او را توبيخ كردند. مقدّس اردبِیلِی فرمود: او را ملامت نكنيد، حق برادر مؤمن بِیش از اين است.
مشابه اِین جرِیان از حضرت رضا علِیه السلام هم نقل شده که شخصى در حمّام، حضرت را نشناخت و براى كيسه كشيدن پشتش از آن حضرت کمک خواست. امام هشتم بدون تکبّر و احساس کوچکِی او را كيسه كشيد. بعد از آن، مردم وارد شدند و آن حضرت را شناختند و مرد را توبِیخ کردند. ولِی امام آن مرد را دلدارى داد و كيسه كشيدن خود را تا پاِیان کار ادامه داد. [٢]
٢٨. فروتنِی خصوصاً در برابر بندگان ممتاز خداوند
علىبنجعفر برادر امام كاظم علِیه السلام در مسجد النبِی صلِّی الله علِیه و آله براى جمعى از مؤمنان تدريس مىكرد که ناگاه امام جواد علِیه السلام كه در آن هنگام كودك بود، وارد مسجد شد، علىبنجعفر تا آن حضرت را ديد از جاى خود برخاست و بدون كفش و عبا به استقبال آن حضرت رفت
[١] (مَهْ! اِنَّ الرَّبَّ تَبارَكَ وَ تَعالِی واحِدٌ وَ الْاُمَّ واحِدَةٌ وَ الْاَبَ واحِدٌ، وَ الْجَزاءَ بِالْاَعْمال) اصول کافِی، ج٨، ص ٢٣٠.
[٢] اقوال الائمّه علِیهم السلام ص: ٣٠٦.