جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٧٢ - ١٤ رعایت تقوی نتیجه عاقبتاندیشی
بىدرنگ برخاست به همسران خود گفت: به خدا سوگند ديگر يك كلمه هم با شما سخن نمِیگويم، اين سخن را گفت و زاد و توشه سفر را برداشت و بر شتر سوار شد و به سوى جبهه حركت كرد تا بالاخره خود را در بيابان به لشكر اسلام رساند.
مسلمانان ديدند سوارى از دور مِیآيد، پيامبر فرمود: اِین سوار ابوخثيمه است. ابوخثيمه چون رسِید شتر را بر زمين خواباند و به حضور پيامبر رسيد و جريان خود را بازگو کرد، پيامبر به او خوش آمد گفت و برايش دعا نمود سپس آيه ١١٧ سوره توبه در شأن او نازل شد كه خود را در پرتگاه نجات دِید و با تصميم آهنين، حق را برگزيد و به وسوسههاِی شيطانِی توجّهِی نکرد. (لَقَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَه الْعُسْرَه) [١]
١٤. رعاِیت تقوِی نتِیجه عاقبتاندِیشِی
مردى خدمت پيامبر صلِّی الله علِیه و آله رسيد و عرض كرد: اى رسولخدا! همسايهام امروءالقيس قسمتى از زمِین من را غضب كرده است. مردم اِین امر را مِیدانند ولى چون براى او احترام خاصِی قائلاند، حاضر به شهادت به نفع من نيستند. پيامبر امروءالقيس را خواست و از او در اين زمِینه سؤال كرد. او همه چيز را انكار كرد.
پيامبر چون دِید شاهدِی در اِین قضِیه نِیست، به امروءالقيس پيشنهاد سوگند داد ولِی با اِین حال به او مهلت داد و فرمود: در اين باره بينديش و بعداً سوگند ياد كن. در اِین حال آيه ذِیل نازل گشت و مسلمانان را از سوگند دروغ و عواقب آن بر حذر داشت.(لاَ تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّهِ ثَمَناً قَلِيلاً ...)
بعد از نزول آِیه مزبور امروءالقيس پشِیمان شد و خدمت پِیامبر رسِید و گفت: حق با اِین مرد است. من با خود فکر کردم و دِیدم مال دنِیا فانِی است و ارزشِی ندارد که بخاطر آن آخرت خود را خراب کنم. من قسمتى از زمِین او را غصب كرده بودم ولى نمِیدانم چه مقدار است. اكنون هر مقدار که فکر مِیکند حق اوست مِیتواند از زمِین من جدا کند و به خاطر استفادهاى كه در اين مدت از زمِین او كردهام معادل آن بيفزايد. در اِین حال بود که آيه ١٦
[١] ترجمه: همانا خدا بر پِیغمبر و اصحابش از مهاجر و انصار لطف نمود نزدِیک بود دلهاِی فرقهاِی از آنها به جهت سختِیهاِی جنگ بلغزد و آنان را منصرف کند. مجمع البيان، ج ٥ ص: ٧٩.