جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٧٠ - ١١ دوراندیشی علّت انصراف نمايندگان نجران از مباهله
مرد، به خانهام كه روزِی خراب خواهد شد، به سوى مالم بروم كه نابود خواهد شد، به سوى اجل بگريزم كه خواهد رسيد.
پيامبر اجازه ادامه مبارزه را داد. ابودجانه و امِیرمؤمنان وجود پيامبر را از حملات سرسختانه قريش حفظ مِیكردند. در تاريخ نام افراد ديگرى از قبيل: عاصمبنثابت، سهل حنيف، طلحهبنعبيدالله به چشم مِیخورد تا جايى كه برخى تعداد ثابت قدمان و مدافعان پِیامبر را تا ٣٦ نفر شمردهاند. ولى آنچه از نظر تاريخ قطعى است، پايدارى اميرمؤمنان علِی علِیه السلام، حمزه، ابودجانه و بانويى به نام أمّعامر است. [١]
١١. دوراندِیشِی علّت انصراف نمايندگان نجران از مباهله
پيامبر اکرم نامهاِی به روحانِیون بزرگ نصاراِی نجران نوشت و آنان را دعوت به اسلام نمود. آنان بعد از رسِیدن نامه با هِیئت چهارده نفرِی، به سرپرستِی شخصِی بنام رحبِیل به مدِینه آمدند. هِیئت روحانِیون اعزامِی از نجران، وارد مدِینه شده و مستقِیماً به محضر پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله در مسجد حاضر شدند. پِیامبر اکرم به تمام سؤالات و شبهات آنان بهصورت معقول و منطقِی جواب داد. با اِین حال آنان از پذِیرش اسلام سر باز زدند تا اِین که براِی اثبات حقانِیت هرِیک از طرفِین آِیه مباهله نازل گردِید و آنان هم راضِی به مباهله شدند. فرداِی آن روز دِیدند که پيامبر اکرم در حالِی آمد که کودکِی را در آغوش گرفته و دست کودکِی را در دست دارد و زنِی پشتسر و مردِی هم به دنبال آن زن به سوِی آنان آمده و به آرامِی قدم برمِیدارند.
روحانِیون نصارِی از مردم پرسِیدند: اِینان چه نسبتِی با محمّد دارند؟ مردم گفتند: آن مرد علِیبنابِیطالب، داماد رسولخدا، فاطمه دختر پِیامبر و آن دو کودک نوادگان پِیامبرند.
روحانِیون نصارِی، از مشاهده اِین منظره نگران شده و جا خوردند، رئِیس آنان گفت: من عذاب را در چند قدمِی خود احساس مِیکنم، اگر اِین مرد با اِین وضع دست به نفرِین بردارد، قطعاً نابود خواهِیم شد. هيئت نمايندگى ِیهودِیان با اِین حال وارد مشورت شده و به اتفاق آراء تصمِیم گرفتند كه هرگز وارد مباهله نشوند و هر ساله مبلغى را به عنوان ماليات بپردازند. در مقابل حكومت اسلامى موظف است از جان و مال آنان دفاع كند.
[١] ناسخ التواريخ، ص: ٣٥٧.