جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٨٥ - ١٨ در قیامت از خویشاوندی سؤال نشود!
براى آن كس كه از مقام پروردگارش بترسد دو بهشت مهِیا است.
ü اما خشيت به جهت احساس تقصير و کوتاهِی در تکالِیف الهِی است، خداوند مِیفرماِید: تنها دانشمندان از خداوند مِیترسند. (إنَّما يَخْشَى اللّه َ مِن عِبادِهِ العُلَماءُ)[١]
ü اما وَجَل، به جهت ترك خدمت است، خداوند مِیفرماِید: «آنان كه چون ياد خدا شود، دلهايشان ترسان گردد»
ü اما رهبت به جهت احساس کوتاهِی در بندگِی خداوند است. در قرآن مِیفرماِید: (الّذينَ إذا ذُكِرَ اللّه ُ وَجِلَتْ قُلوبُهُم)[٢] آنان از روى بيم و اميد من را مِیخوانند.
ü هيبت به جهت مشاهده حضور خداوند است. (و يُحَذِّرُكُمُ اللّه ُ نَفْسَهُ)[٣]
١٨. در قِیامت از خوِیشاوندِی سؤال نشود!
از وقت عشا تا سحر به دور کعبه طواف مِیکرد و به عبادت پروردگار مشغول بود وقتِی خلوت شد و حاجِیها به منازلشان رفتند، به آسمان نگاهِی کرد و گفت: خداوندا! ستارگان در افق ناپدِید شدند و چشمهاِی مردم به خواب رفت ولِی درهاِی رحمت تو همِیشه و در همهجا بر روِی نِیازمندان باز است.
به پِیشگاه با عظمت تو روِی آوردهام تا بر من ترحّم نماِیِی و من را مورد عفو خود قرار دهِی و روز قِیامت در صحراِی محشر چهره جدم محمّد را به من بنماِیانِی. سپس گرِیست و گفت: اِی منتهاِی آمال و آرزوها! آِیا با اِین همه امِید و محبّتِی که به تو دارم من را در آتش مِیسوزانِی؟!
امام سجاد علِیه السلام در حال اشک رِیختن، مِیگفت: خداِیا! تو از هر عِیب و نقصِی منزّهِی. مردم چنان معصِیت تو را مِیکنند که گوِیا تو آنان را نمِیبِینِی و تو چنان حلم مِیورزِی که گوِیا آنان هرگز تو را نافرمانِی نمِیکنند. طورِی به خلق محبّت مِیکنِی، گوِیا به آنان نِیازمندِی، با اِین که تو از همه مردم بِینِیازِی. (سُبْحَانَكَ تُعْصى كَأَنَّكَ لَاتُرى وَ تَحْلَمُ كَأَنَّكَ لَمْ تُعْصَ تَتَوَدَّدُ إِلى خَلْقِكَ بِحُسْنِ الصَّنِيعِ كَأَنَّ بِكَ الْحَاجَه إِلَيْهِمْ وَ أَنْتَ يَا سَيِّدِِی الْغَنِِی عَنْهُمْ) سپس به سجده افتاد.
[١] سوره فاطر، آِیه ٢٨.
[٢] سوره انفال، آِیه ٢.
[٣] الخصال، شيخ صدوق، أبوجعفر محمد بن علي ابن بابويه القمي، ص: ٢٨١.