جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٨٥ - ٤ پاسخ معاویه به فرد چاپلوس
تقرب به من خوب وسِیلهاِی پِیدا کردهاِی، تو را مسؤل بامهاِی دارالاماره کردم و حقوق خوبِی براِیت معِین کردم. اگر از حدّ خود تجاوز کنِی، دستور مِیدهم آنچه را که علِیبنابِیطالب از دستت باقِی گذاشته، قطع کنند؟! [١]
Q نکته: تملّق در ِیک صورت پسندِیده است و آن در هنگام راز و نِیاز متواضعانه با خداِی تعالِی به جهت توبه و انابه است. امام سجاد علِیه السلام در دعاِی ابوحمزه ثمالِی به خدا عرض مِیکند: (فَوَ عِزَّتِكَ لَوِ انْتَهَرْتَنِي مَا بَرِحْتُ مِنْ بَابِكَ وَ لَا كَفَفْتُ عَنْ تملّقكَ لِمَا أُلْهِمَ قَلْبِي مِنَ الْمَعْرِفَه بِكَرَمِكَ وَ سَعَه رَحْمَتِكَ) پرودگارا اگر من را از درگاهت برانى هرگز به جاِی دِیگرِی نمىروم و از تملّق و التماس به درگاهت دست برنمىدارم.
خداوند به حضرت عِیسِی علِیه السلام وحِی نمود: همچون غرِیق غم زده و بِیِیاور من دعا کن و دلت را براِیم خوار کن. در خلوت بسِیار بِیاد من باش. بدان من با چنِین دعاِیِی از تو خوشنود مِیشوم. پس با نشاط اِین عمل را انجام بده و صداِی غمناک و حزِین خود را به من برسان.[٢]
٣. صداِی کفش چاپلوسان
مردِی به نام جوِیرِیهبنمسهر به عشق امِیرمؤمنان علِی علِیه السلام دنبال آن حضرت دوِید، حضرت به او فرمود: هلاکت حاکمان دنِیا پرست حاصل نشد مگر بهواسطه صداِی کفش متملّقانِی که براِی متاع ناچِیز دنِیا به دنبال آنان مِیرفتند. با اِین که مِیدانستد آنان به حق نِیستند ولِی دور آنان را گرفته و از آنان تعرِیف و چرب زبانِی مِیکردند.[٣]
٤. پاسخ معاوِیه به فرد چاپلوس
شخصِی به نام محفن نزد معاوِیه آمد. معاوِیه از او پرسِید: از کجا مِیآِیِی؟ محفن به اصطلاح براِی خوشرقصِی و خود شِیرِینِی و درِیافت جاِیزه، از در چاپلوسِی وارد شد و گفت: از نزد علِی علِیه السلام که بخِیلترِین مردم عرب است! معاوِیه با اِین که دشمن سرسخت امام علِی
[١] هزار و ِیک حکاِیت اخلاقِی، ج ١ ص: ٣٦٦.
[٢] ترجمه المراقبات، ابراهِیم بندر رِیگِی، ص: ۲۴۳.
[٣] هزار و ِیک حکاِیت اخلاقِی، ج ١ ص: ٣٤٤.